آینده بازدارندگی ایران در تنگه هرمز و خلیج فارس
آیا بازاندیشی در دکترین دفاعی ضروری است؟
گفتوگوی حکمران با دکتر ابوالفضل بازرگان درباره آینده بازدارندگی ایران، نقش تنگه هرمز در معادلات امنیتی، نسبت قدرت موشکی و بازدارندگی، جایگاه چین و روسیه در امنیت منطقه و ضرورت بازاندیشی در دکترین دفاعی کشور.

آینده بازدارندگی ایران در تنگه هرمز و خلیج فارس
ر شرایطی که نشانههایی از تشدید دوباره تنش در تنگه هرمز و خلیج فارس دیده میشود، بحث درباره آینده بازدارندگی ایران بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات امنیت ملی تبدیل شده است. جنگ اخیر، ترور مقامات عالیرتبه، هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی، تهدیدهای آشکار علیه تمامیت ارضی و افزایش فشارهای نظامی آمریکا و اسرائیل، پرسشهای مهمی را پیش روی تصمیمگیران و افکار عمومی قرار داده است. آیا الگوی فعلی بازدارندگی ایران همچنان پاسخگوی تهدیدهای جدید است؟ آیا تنگه هرمز میتواند جایگزین سایر ابزارهای بازدارندگی شود؟ و آیا ایران بدون ارتقای سطح قدرت راهبردی خود قادر خواهد بود از تکرار درگیریهای آینده جلوگیری کند؟
برای بررسی این موضوعات، با دکتر ابوالفضل بازرگان، پژوهشگر مسائل امنیت ملی و روابط بینالملل، گفتوگو کردهایم.
ارزیابی جنگ اخیر و وضعیت بازدارندگی ایران
آیا ایران در جنگ اخیر موفق عمل کرد؟
با توجه به تحولات اخیر و درگیریهایی که از تنگه هرمز گزارش میشود، ارزیابی شما از عملکرد ایران چیست؟
ارزیابی این جنگ نیازمند تفکیک میان چند سطح متفاوت است. اگر از صبح آغاز حملات شروع کنیم، واکنش اولیه ایران برای بسیاری از ناظران غرورآفرین بود. ایران برای نخستین بار سطحی از پاسخ نظامی را به نمایش گذاشت که تا پیش از آن بسیاری تحقق آن را بعید میدانستند. اما با انتشار اخبار مربوط به ترور عالیترین مقام کشور، مسئله وارد مرحله دیگری شد.
از منظر امنیت ملی، مسئله اصلی این نیست که پس از حمله چگونه پاسخ داده شد، بلکه این است که آیا اساساً سازوکار بازدارندگی توانسته بود مانع وقوع چنین حملهای شود یا خیر. نیروهای مسلح ایران در این نبرد توان موشکی، دقت عملیاتی و ظرفیت پاسخ خود را به نمایش گذاشتند، اما همزمان زیرساختهای حیاتی کشور نیز هدف حملات قرار گرفت و سطح تهدیدها بهگونهای افزایش یافت که مراکز اقتصادی، صنعتی و انرژی نیز در معرض آسیب قرار گرفتند.
از این منظر میتوان میان «مقاومت سیاسی» و «بازدارندگی» تفاوت قائل شد. ساختار سیاسی کشور توانست در برابر اهدافی مانند تغییر نظام یا فروپاشی مقاومت کند، اما این موضوع الزاماً به معنای موفقیت کامل در حوزه بازدارندگی نیست.
بازدارندگی دقیقاً به چه معناست؟
تفاوت پاسخ نظامی و بازدارندگی
برخی معتقدند حملات ایران به پایگاههای آمریکا و پاسخهای نظامی، خود نشانه بازدارندگی است. نظر شما چیست؟
بازدارندگی زمانی محقق میشود که دشمن پیش از آغاز حمله، در نتیجه محاسبه هزینه و فایده، اساساً از تصمیم خود منصرف شود. صرف پاسخ دادن به یک حمله، حتی اگر موفق و دقیق باشد، الزاماً به معنای ایجاد بازدارندگی پایدار نیست.
اگر هر بار دشمن ابتدا حمله کند و سپس پاسخ دریافت کند، باید بررسی کرد که آیا این پاسخ باعث تغییر محاسبات آینده او شده است یا خیر. اگر پاسخ منفی باشد، هنوز فاصله قابل توجهی تا بازدارندگی کامل وجود دارد.
نقش تنگه هرمز در امنیت ملی ایران
آیا تنگه هرمز جایگزین بازدارندگی راهبردی است؟
برخی معتقدند تنگه هرمز مهمترین ابزار بازدارندگی ایران است. آیا این تحلیل را میپذیرید؟
تنگه هرمز بدون تردید یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است، اما نباید میان «اهرم فشار» و «بازدارندگی» خلط مبحث ایجاد کرد.
بستن یا تهدید تنگه هرمز میتواند هزینههای حملونقل، تجارت جهانی، بازار انرژی و بیمه را افزایش دهد و فشار اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند، اما این الزاماً به معنای تغییر محاسبات امنیتی قدرتهای بزرگ نیست. تجربه بحران انرژی اروپا در جریان جنگ اوکراین نشان داد که کشورها گاهی حاضرند هزینههای اقتصادی سنگینی را برای تحقق اهداف ژئوپلیتیکی خود بپذیرند.
بنابراین تنگه هرمز یک ابزار مهم فشار است، اما بهتنهایی جایگزین همه مؤلفههای بازدارندگی نخواهد بود.
جنگ اراده یا نردبان تنش؟
دو مسیر پیش روی ایران
به اعتقاد بازرگان، ایران در برابر فشارهای خارجی با دو مسیر متفاوت مواجه است.
نخست، ادامه جنگ اراده؛ الگویی که در آن یک بازیگر علیرغم فشارهای شدید، از تسلیم شدن خودداری میکند. این الگو در برخی بازیگران منطقهای نیز مشاهده شده است، اما همواره هزینههای انسانی، اقتصادی و زیرساختی سنگینی به همراه دارد.
مسیر دوم، ورود به چرخه نردبان تنش است؛ فرآیندی که در آن هر اقدام با واکنش شدیدتر طرف مقابل همراه میشود و سطح درگیری بهتدریج افزایش مییابد. در جنگ اخیر نیز به گفته او، این روند از اهداف نظامی فراتر رفت و به تهدید زیرساختهای حیاتی کشور رسید.
جایگاه چین و روسیه در امنیت ایران
آیا میتوان به حمایت راهبردی این کشورها تکیه کرد؟
نقش چین و روسیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: روابط بینالملل بر پایه منافع ملی کشورها شکل میگیرد. چین و روسیه نیز پیش از هر چیز منافع خود را دنبال میکنند و همزمان با طیف گستردهای از بازیگران منطقه، از جمله کشورهای عربی و دیگر قدرتهای منطقهای، همکاری دارند.
از نگاه بازرگان، هرچه ایران قدرتمندتر و باثباتتر باشد، این کشورها نیز ناچار خواهند بود جایگاه متفاوتی برای ایران در محاسبات خود در نظر بگیرند. بنابراین امنیت ملی ایران نباید به تصمیم یا حمایت دیگر قدرتها وابسته شود.
نسبت ابزارهای مختلف قدرت با بازدارندگی
در این گفتوگو تأکید میشود که ابزارهایی مانند توان موشکی، پهپادی، موقعیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز و ظرفیتهای منطقهای، هر یک بخشی از قدرت ملی ایران را تشکیل میدهند، اما باید میان کارکرد این ابزارها و مفهوم بازدارندگی نهایی تفاوت قائل شد.
به باور بازرگان، بازدارندگی زمانی تحقق مییابد که احتمال وارد شدن خسارت غیرقابل تحمل، محاسبات اولیه دشمن را تغییر دهد و مانع آغاز جنگ شود؛ نه اینکه صرفاً امکان پاسخ پس از وقوع حمله فراهم باشد.
بازاندیشی درباره دکترین بازدارندگی
آیا گفتوگو درباره آینده دکترین دفاعی ضروری است؟
در بخش پایانی گفتوگو، بازرگان تأکید میکند که مهمترین مسئله امروز، گشودن فضای گفتوگو درباره آینده بازدارندگی ایران است. به اعتقاد او، تجربه جنگ اخیر، تهدید زیرساختهای حیاتی، افزایش فشارهای منطقهای و تغییر شرایط امنیتی، ایجاب میکند که درباره کارآمدی الگوی موجود بازدارندگی، بدون ملاحظات غیرکارشناسی، بحث و بررسی صورت گیرد.
او معتقد است هدف از این مباحث، تشویق به جنگ یا افزایش تنش نیست، بلکه یافتن راهکاری برای جلوگیری از وقوع جنگهای آینده و افزایش امنیت ملی کشور است.
جمعبندی
دکتر ابوالفضل بازرگان در پایان گفتوگو تأکید میکند که هدف اصلی از طرح این مباحث، شکستن تابوی گفتوگو درباره آینده بازدارندگی ایران و فراهم کردن زمینهای برای بررسی کارشناسانه این موضوع در سطح نخبگانی و عمومی است.
از نگاه او، تجربه تحولات اخیر نشان داده است که صرف برخورداری از ابزارهای متعارف قدرت، لزوماً مانع شکلگیری تهدیدهای جدید نمیشود. بنابراین لازم است ایران با نگاهی راهبردی، آینده دکترین دفاعی و بازدارندگی خود را مورد بازاندیشی قرار دهد تا شرایطی فراهم شود که دشمن پیش از تصمیم به حمله، هزینههای آن را غیرقابل قبول ارزیابی کند و بازدارندگی در مرحله تصمیمگیری طرف مقابل محقق شود؛ نه پس از آغاز جنگ.
درباره نویسنده
- ابوالفضل بازرگان
کارشناس مسائل سیاسی و منطقه ای
آینده بازدارندگی ایران در تنگه هرمز و خلیج فارس
ر شرایطی که نشانههایی از تشدید دوباره تنش در تنگه هرمز و خلیج فارس دیده میشود، بحث درباره آینده بازدارندگی ایران بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات امنیت ملی تبدیل شده است. جنگ اخیر، ترور مقامات عالیرتبه، هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی، تهدیدهای آشکار علیه تمامیت ارضی و افزایش فشارهای نظامی آمریکا و اسرائیل، پرسشهای مهمی را پیش روی تصمیمگیران و افکار عمومی قرار داده است. آیا الگوی فعلی بازدارندگی ایران همچنان پاسخگوی تهدیدهای جدید است؟ آیا تنگه هرمز میتواند جایگزین سایر ابزارهای بازدارندگی شود؟ و آیا ایران بدون ارتقای سطح قدرت راهبردی خود قادر خواهد بود از تکرار درگیریهای آینده جلوگیری کند؟
برای بررسی این موضوعات، با دکتر ابوالفضل بازرگان، پژوهشگر مسائل امنیت ملی و روابط بینالملل، گفتوگو کردهایم.
ارزیابی جنگ اخیر و وضعیت بازدارندگی ایران
آیا ایران در جنگ اخیر موفق عمل کرد؟
با توجه به تحولات اخیر و درگیریهایی که از تنگه هرمز گزارش میشود، ارزیابی شما از عملکرد ایران چیست؟
ارزیابی این جنگ نیازمند تفکیک میان چند سطح متفاوت است. اگر از صبح آغاز حملات شروع کنیم، واکنش اولیه ایران برای بسیاری از ناظران غرورآفرین بود. ایران برای نخستین بار سطحی از پاسخ نظامی را به نمایش گذاشت که تا پیش از آن بسیاری تحقق آن را بعید میدانستند. اما با انتشار اخبار مربوط به ترور عالیترین مقام کشور، مسئله وارد مرحله دیگری شد.
از منظر امنیت ملی، مسئله اصلی این نیست که پس از حمله چگونه پاسخ داده شد، بلکه این است که آیا اساساً سازوکار بازدارندگی توانسته بود مانع وقوع چنین حملهای شود یا خیر. نیروهای مسلح ایران در این نبرد توان موشکی، دقت عملیاتی و ظرفیت پاسخ خود را به نمایش گذاشتند، اما همزمان زیرساختهای حیاتی کشور نیز هدف حملات قرار گرفت و سطح تهدیدها بهگونهای افزایش یافت که مراکز اقتصادی، صنعتی و انرژی نیز در معرض آسیب قرار گرفتند.
از این منظر میتوان میان «مقاومت سیاسی» و «بازدارندگی» تفاوت قائل شد. ساختار سیاسی کشور توانست در برابر اهدافی مانند تغییر نظام یا فروپاشی مقاومت کند، اما این موضوع الزاماً به معنای موفقیت کامل در حوزه بازدارندگی نیست.
بازدارندگی دقیقاً به چه معناست؟
تفاوت پاسخ نظامی و بازدارندگی
برخی معتقدند حملات ایران به پایگاههای آمریکا و پاسخهای نظامی، خود نشانه بازدارندگی است. نظر شما چیست؟
بازدارندگی زمانی محقق میشود که دشمن پیش از آغاز حمله، در نتیجه محاسبه هزینه و فایده، اساساً از تصمیم خود منصرف شود. صرف پاسخ دادن به یک حمله، حتی اگر موفق و دقیق باشد، الزاماً به معنای ایجاد بازدارندگی پایدار نیست.
اگر هر بار دشمن ابتدا حمله کند و سپس پاسخ دریافت کند، باید بررسی کرد که آیا این پاسخ باعث تغییر محاسبات آینده او شده است یا خیر. اگر پاسخ منفی باشد، هنوز فاصله قابل توجهی تا بازدارندگی کامل وجود دارد.
نقش تنگه هرمز در امنیت ملی ایران
آیا تنگه هرمز جایگزین بازدارندگی راهبردی است؟
برخی معتقدند تنگه هرمز مهمترین ابزار بازدارندگی ایران است. آیا این تحلیل را میپذیرید؟
تنگه هرمز بدون تردید یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است، اما نباید میان «اهرم فشار» و «بازدارندگی» خلط مبحث ایجاد کرد.
بستن یا تهدید تنگه هرمز میتواند هزینههای حملونقل، تجارت جهانی، بازار انرژی و بیمه را افزایش دهد و فشار اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند، اما این الزاماً به معنای تغییر محاسبات امنیتی قدرتهای بزرگ نیست. تجربه بحران انرژی اروپا در جریان جنگ اوکراین نشان داد که کشورها گاهی حاضرند هزینههای اقتصادی سنگینی را برای تحقق اهداف ژئوپلیتیکی خود بپذیرند.
بنابراین تنگه هرمز یک ابزار مهم فشار است، اما بهتنهایی جایگزین همه مؤلفههای بازدارندگی نخواهد بود.
جنگ اراده یا نردبان تنش؟
دو مسیر پیش روی ایران
به اعتقاد بازرگان، ایران در برابر فشارهای خارجی با دو مسیر متفاوت مواجه است.
نخست، ادامه جنگ اراده؛ الگویی که در آن یک بازیگر علیرغم فشارهای شدید، از تسلیم شدن خودداری میکند. این الگو در برخی بازیگران منطقهای نیز مشاهده شده است، اما همواره هزینههای انسانی، اقتصادی و زیرساختی سنگینی به همراه دارد.
مسیر دوم، ورود به چرخه نردبان تنش است؛ فرآیندی که در آن هر اقدام با واکنش شدیدتر طرف مقابل همراه میشود و سطح درگیری بهتدریج افزایش مییابد. در جنگ اخیر نیز به گفته او، این روند از اهداف نظامی فراتر رفت و به تهدید زیرساختهای حیاتی کشور رسید.
جایگاه چین و روسیه در امنیت ایران
آیا میتوان به حمایت راهبردی این کشورها تکیه کرد؟
نقش چین و روسیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: روابط بینالملل بر پایه منافع ملی کشورها شکل میگیرد. چین و روسیه نیز پیش از هر چیز منافع خود را دنبال میکنند و همزمان با طیف گستردهای از بازیگران منطقه، از جمله کشورهای عربی و دیگر قدرتهای منطقهای، همکاری دارند.
از نگاه بازرگان، هرچه ایران قدرتمندتر و باثباتتر باشد، این کشورها نیز ناچار خواهند بود جایگاه متفاوتی برای ایران در محاسبات خود در نظر بگیرند. بنابراین امنیت ملی ایران نباید به تصمیم یا حمایت دیگر قدرتها وابسته شود.
نسبت ابزارهای مختلف قدرت با بازدارندگی
در این گفتوگو تأکید میشود که ابزارهایی مانند توان موشکی، پهپادی، موقعیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز و ظرفیتهای منطقهای، هر یک بخشی از قدرت ملی ایران را تشکیل میدهند، اما باید میان کارکرد این ابزارها و مفهوم بازدارندگی نهایی تفاوت قائل شد.
به باور بازرگان، بازدارندگی زمانی تحقق مییابد که احتمال وارد شدن خسارت غیرقابل تحمل، محاسبات اولیه دشمن را تغییر دهد و مانع آغاز جنگ شود؛ نه اینکه صرفاً امکان پاسخ پس از وقوع حمله فراهم باشد.
بازاندیشی درباره دکترین بازدارندگی
آیا گفتوگو درباره آینده دکترین دفاعی ضروری است؟
در بخش پایانی گفتوگو، بازرگان تأکید میکند که مهمترین مسئله امروز، گشودن فضای گفتوگو درباره آینده بازدارندگی ایران است. به اعتقاد او، تجربه جنگ اخیر، تهدید زیرساختهای حیاتی، افزایش فشارهای منطقهای و تغییر شرایط امنیتی، ایجاب میکند که درباره کارآمدی الگوی موجود بازدارندگی، بدون ملاحظات غیرکارشناسی، بحث و بررسی صورت گیرد.
او معتقد است هدف از این مباحث، تشویق به جنگ یا افزایش تنش نیست، بلکه یافتن راهکاری برای جلوگیری از وقوع جنگهای آینده و افزایش امنیت ملی کشور است.
جمعبندی
دکتر ابوالفضل بازرگان در پایان گفتوگو تأکید میکند که هدف اصلی از طرح این مباحث، شکستن تابوی گفتوگو درباره آینده بازدارندگی ایران و فراهم کردن زمینهای برای بررسی کارشناسانه این موضوع در سطح نخبگانی و عمومی است.
از نگاه او، تجربه تحولات اخیر نشان داده است که صرف برخورداری از ابزارهای متعارف قدرت، لزوماً مانع شکلگیری تهدیدهای جدید نمیشود. بنابراین لازم است ایران با نگاهی راهبردی، آینده دکترین دفاعی و بازدارندگی خود را مورد بازاندیشی قرار دهد تا شرایطی فراهم شود که دشمن پیش از تصمیم به حمله، هزینههای آن را غیرقابل قبول ارزیابی کند و بازدارندگی در مرحله تصمیمگیری طرف مقابل محقق شود؛ نه پس از آغاز جنگ.
پیشنهادهای مرتبط
ایران و قواعد جدید قدرت جهانی؛ شکلگیری و فروپاشی سلطه آمریکا
چگونه جنگ ایران فرضهای بنیادین نظم تکقطبی آمریکا را به چالش کشید
تحریریه حکمران
امنیت غذایی با فناوری آبیاری نوین
چگونه آبیاری زیرسطحی مسیر خودکفایی کشاورزی ایران را تغییر میدهد
امیر نوراییفر
فناوری؛ مسیر احیای روستا و تولید
چگونه آبیاری هوشمند میتواند شأن کشاورزی را بازسازی کند؟
سیدمحسن حسینی
نقشه پنهان رهبری برای روزهای جنگ
چگونه ساختارهای آتشبهاختیار، پاسخ سریع ایران را رقم زدند؟
علی رضا آقاباباگلی






