حکمران

استقلال ملی؛ محور تقابل ایران و غرب

تحلیلی از ریشه‌های تاریخی و ابعاد راهبردی رقابت بر سر نظم جهانی

استقلال ملی از مهم‌ترین مؤلفه‌های هویت سیاسی ایران معاصر و یکی از اصلی‌ترین محورهای تقابل جمهوری اسلامی با غرب معرفی می‌شود. این مقاله با مرور تجربه تاریخی ایران، تحولات پس از انقلاب، جنگ تحمیلی، تحریم‌ها و جنگ ۱۲ روزه، روایت این تقابل و برداشت برخی تحلیلگران از پیامدهای آن را بررسی می‌کند.

استقلال ملی؛ محور تقابل ایران و غرب
اشتراک‌گذاری

استقلال ملی؛ مسئله‌ای فراتر از یک شعار سیاسی

ستقلال ملی در جهان امروز یکی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های قدرت هر کشور به شمار می‌آید. بسیاری از رقابت‌های ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی میان دولت‌ها، در نهایت به حفظ یا گسترش استقلال و حاکمیت ملی بازمی‌گردد. از همین منظر، یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، مسئله استقلال و نحوه حضور ایران در نظام بین‌الملل عنوان می‌شود.

بر اساس این دیدگاه، تقابل ایران و آمریکا صرفاً محصول پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ نیست، بلکه ریشه‌های آن را باید در تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه در دوران قاجار و پهلوی جست‌وجو کرد؛ دوره‌هایی که ضعف ساختار حکمرانی، زمینه نفوذ قدرت‌های خارجی در امور کشور را فراهم ساخت.

تجربه تاریخی ایران از تضعیف استقلال

در این روایت، دوره قاجار به‌عنوان مقطعی شناخته می‌شود که بخش‌هایی از سرزمین ایران از دست رفت و استقلال جغرافیایی کشور آسیب جدی دید. در ادامه نیز حکومت پهلوی نه‌تنها نتوانست این روند را متوقف کند، بلکه به اعتقاد نویسنده، ابعاد مختلف استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی کشور نیز تحت تأثیر قدرت‌های خارجی قرار گرفت.

نمونه‌هایی همچون اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ توسط نیروهای متفقین، ناتوانی ارتش وقت در دفاع از کشور و همچنین برگزاری کنفرانس تهران با حضور رهبران آمریکا، انگلیس و شوروی، از جمله مصادیقی دانسته می‌شود که نشان می‌دهد ایران در آن مقطع از استقلال مؤثر برخوردار نبود.

همچنین کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و برکناری دولت دکتر محمد مصدق، در این تحلیل به‌عنوان یکی دیگر از نقاط عطف مداخله خارجی در ساختار سیاسی ایران مورد اشاره قرار می‌گیرد.

ریشه‌های قدرت حکومت پهلوی

وابستگی سیاسی در ساختار حکومت

نویسنده با استناد به خاطرات ارتشبد حسین فردوست، معتقد است بخش مهمی از ساختار قدرت در دوره پهلوی بر پایه ارتباط و حمایت قدرت‌های خارجی شکل گرفته بود. در این روایت، بسیاری از چهره‌های دربار برای حفظ جایگاه خود تلاش می‌کردند روابط نزدیک‌تری با دولت‌هایی مانند بریتانیا، آمریکا یا شوروی برقرار کنند.

بر اساس این تحلیل، تفاوت حکومت پهلوی با بسیاری از سلسله‌های پیشین ایران در آن بود که شکل‌گیری و استمرار آن بیش از آنکه بر توان داخلی استوار باشد، به حمایت قدرت‌های خارجی وابسته بود؛ وضعیتی که به باور نویسنده، استقلال سیاسی کشور را به‌شدت محدود کرده بود.

انقلاب اسلامی و تغییر معادلات

پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، از نگاه این مقاله، نقطه عطفی در بازگشت استقلال سیاسی ایران محسوب می‌شود. با سقوط حکومت پهلوی، نفوذ قدرت‌های خارجی در ساختار سیاسی کشور کاهش یافت و تقابل جمهوری اسلامی با قدرت‌های غربی وارد مرحله جدیدی شد.

در ادامه، جنگ تحمیلی هشت‌ساله، تحریم‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی، عملیات‌های اطلاعاتی و ترور برخی فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای، در قالب مجموعه‌ای از اقدامات برای محدود کردن قدرت ایران تفسیر می‌شود.

هم‌زمان، نویسنده معتقد است ایران در دهه‌های پس از انقلاب توانسته است در حوزه‌هایی مانند فناوری نانو، صنایع هوافضا، پزشکی، صنایع دفاعی، موشکی، پهپادی و توسعه زیرساخت‌های انرژی به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یابد و همین روند، حساسیت قدرت‌های غربی را افزایش داده است.

رقابت بر سر ماهیت نظام جهانی

یکی از محورهای اصلی مقاله، تبیین این دیدگاه است که اختلاف ایران و آمریکا صرفاً اختلافی منطقه‌ای یا دوجانبه نیست، بلکه به برداشت دو طرف از نظم جهانی مربوط می‌شود.

در همین چارچوب، به برخی اظهارات منسوب به هنری کیسینجر اشاره می‌شود که رقابت ایران و آمریکا را رقابتی بر سر «ماهیت نظام جهانی» توصیف کرده است. نویسنده این برداشت را نشانه‌ای از اهمیت جایگاه ایران در معادلات کلان بین‌المللی می‌داند.

بر اساس همین تحلیل، تحریم‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی و جنگ رسانه‌ای، ابزارهایی برای افزایش نارضایتی داخلی و تغییر رفتار جمهوری اسلامی ارزیابی می‌شوند.

زمینه‌های شکل‌گیری جنگ ۱۲ روزه

در ادامه مقاله، نویسنده به تحولات منطقه‌ای پیش از جنگ ۱۲ روزه اشاره می‌کند. از نگاه وی، تضعیف حزب‌الله لبنان، تحولات سوریه، فشار بر محور مقاومت و برداشت برخی بازیگران غربی و رژیم صهیونیستی از شرایط داخلی ایران، این تصور را ایجاد کرد که فرصت مناسبی برای افزایش فشار نظامی فراهم شده است.

بر اساس این روایت، طراحان عملیات تصور می‌کردند که همزمان با حملات نظامی، نارضایتی‌های داخلی نیز به بحران امنیتی گسترده تبدیل خواهد شد.

جنگ ایران و ناتو از نگاه نویسنده

ابعاد جنگ ترکیبی

مقاله، جنگ ۱۲ روزه را صرفاً رویارویی ایران و رژیم صهیونیستی نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از یک عملیات گسترده‌تر با مشارکت و حمایت کشورهای مختلف غربی توصیف می‌کند.

در این چارچوب، به ارسال حجم گسترده‌ای از تجهیزات نظامی به رژیم صهیونیستی در ماه‌های پیش از آغاز جنگ اشاره شده و این اقدامات، بخشی از تدارکات یک عملیات ترکیبی ارزیابی می‌شود.

به اعتقاد نویسنده، اهداف اولیه این عملیات شامل موارد زیر بود:

  • ترور فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هسته‌ای
  • حمله به زیرساخت‌های دفاعی و نظامی ایران
  • ایجاد اختلال در سامانه‌های پدافندی
  • ایجاد بی‌ثباتی اجتماعی و آشوب داخلی
  • تضعیف توان بازدارندگی جمهوری اسلامی

واکنش ایران به حملات

در ادامه روایت، بر نقش فرماندهی جنگ و سرعت انتصاب فرماندهان جدید پس از آغاز حملات تأکید شده است.

نویسنده معتقد است پاسخ موشکی ایران در همان ساعات اولیه، روند جنگ را تغییر داد و به مرور، توان موشکی کشور در حملات متوالی به نمایش گذاشته شد.

از نگاه این مقاله، علاوه بر توان نظامی، مهم‌ترین عامل موفقیت ایران، انسجام اجتماعی و همبستگی ملی بود؛ عاملی که موجب شد برخلاف پیش‌بینی مهاجمان، فضای داخلی کشور به سمت بی‌ثباتی گسترده حرکت نکند.

نقش وحدت ملی در مدیریت بحران

یکی از محورهای پررنگ مقاله، تأکید بر نقش مردم در جریان جنگ است.

نویسنده معتقد است حس وطن‌دوستی، همبستگی اجتماعی و حمایت عمومی از کشور، موجب شد اهداف سیاسی و روانی عملیات نظامی محقق نشود و جامعه ایران در برابر فشارهای خارجی انسجام خود را حفظ کند.

ارزیابی برخی تحلیلگران از نتایج جنگ

در بخش پایانی، مقاله به مجموعه‌ای از اظهارنظرها و تحلیل‌های منتشرشده از سوی برخی مقام‌های نظامی، تحلیلگران و رسانه‌های خارجی اشاره می‌کند که در آن‌ها عملکرد رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده مورد تردید قرار گرفته است.

در میان این نقل‌قول‌ها، به اظهارات منتسب به ژنرال کنت مک‌کنزی، استیو بنن، ایهود اولمرت، گیورا آیلند، عبدالباری عطوان، دیوید هرست و برخی رسانه‌های اسرائیلی و عربی اشاره شده است؛ دیدگاه‌هایی که نویسنده آن‌ها را نشانه‌ای از ناکامی رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف راهبردی جنگ می‌داند.

بر اساس این روایت، ادامه حملات موشکی ایران، آسیب به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی رژیم صهیونیستی و افزایش هزینه‌های جنگ، از جمله عواملی بود که در نهایت زمینه پذیرش آتش‌بس را فراهم کرد.

جمع‌بندی

در این روایت، استقلال ملی مهم‌ترین محور تقابل جمهوری اسلامی ایران با غرب معرفی می‌شود؛ تقابلی که از نگاه نویسنده، صرفاً محدود به اختلافات سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه به دو برداشت متفاوت از نظم بین‌المللی و جایگاه کشورهای مستقل در آن بازمی‌گردد.

بر همین اساس، تجربه تاریخی ایران، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، تحریم‌های اقتصادی و جنگ ۱۲ روزه، حلقه‌هایی از یک روند مستمر تلقی می‌شوند که در آن حفظ استقلال، افزایش توان بازدارندگی، پیشرفت علمی و حفظ انسجام ملی، مهم‌ترین مؤلفه‌های استمرار قدرت کشور در برابر فشارهای خارجی معرفی شده‌اند.


درباره نویسنده

  • خسرو تمری

    رئیس هیات اندیشه ورز سازمان بسیج هنرمندان استان کرمانشاه

پیشنهادهای مرتبط