حکمران

اقتصاد ایران میان رانت ارزی و اصلاح ساختاری

گفت‌وگوی تحلیلی درباره بازگشت ارز، فساد ساختاری و مسیر احیای اعتماد اقتصادی

آیا افزایش نرخ ارز نتیجه تحریم است یا محصول فساد و ضعف حکمرانی؟ در این گفت‌وگو، مجیدرضا حریری و رضا غلامی از دو زاویه متفاوت، درباره بازگشت ارزهای صادراتی، انحصار، رانت، تنظیم‌گری، نقش دولت و راهکارهای اصلاح اقتصاد ایران به بحث می‌پردازند و نقاط اشتراک و اختلاف دیدگاه‌های خود را تشریح می‌کنند.

اقتصاد ایران میان رانت ارزی و اصلاح ساختاری
اشتراک‌گذاری

اقتصاد ایران در دوراهی اصلاح یا تداوم رانت

فزایش نرخ ارز در سال‌های اخیر تنها یک نوسان اقتصادی نبوده، بلکه به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست‌گذاری کشور تبدیل شده است. همزمان با رشد قیمت دلار، بحث بازنگشتن ارزهای صادراتی، چندنرخی بودن ارز، قاچاق، بیش‌اظهاری و کم‌اظهاری در تجارت خارجی، نقش پررنگ‌تری در تحلیل‌های اقتصادی پیدا کرده است.

در این گفت‌وگو، مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، و دکتر رضا غلامی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، تلاش می‌کنند ریشه‌های این وضعیت را بررسی کنند. هر دو معتقدند اقتصاد ایران بدون مقابله با فساد و بازگرداندن شفافیت به نظام ارزی، امکان دستیابی به ثبات را نخواهد داشت؛ هرچند درباره شیوه تحقق این هدف، تفاوت‌هایی در دیدگاه‌های آنان دیده می‌شود.

بازنگشتن ارزهای صادراتی؛ مسئله‌ای فراتر از تخلف

بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا بازنگشتن ده‌ها میلیارد دلار ارز صادراتی، یکی از عوامل اصلی جهش نرخ ارز است؟

مجیدرضا حریری معتقد است اگر چرخه تورم و افزایش نرخ ارز متوقف نشود، هزینه‌های آن به‌صورت تصاعدی بر جامعه تحمیل خواهد شد. از نگاه او، بخش قابل توجهی از ثروت‌های کلان شکل‌گرفته در اقتصاد ایران، حاصل رانت و بهره‌برداری از منابع عمومی است و نه فعالیت اقتصادی سالم.

او تأکید می‌کند که پیامد چنین ساختاری بیش از همه متوجه اقشار متوسط و ضعیف جامعه است؛ گروهی که قدرت خرید، سرمایه انسانی، آینده شغلی و امید اجتماعی خود را به تدریج از دست می‌دهند. در مقابل، صاحبان سرمایه‌های بزرگ نه‌تنها از تورم آسیب کمتری می‌بینند، بلکه گاه از همین شرایط سود نیز کسب می‌کنند.

شفافیت مالی؛ پیش‌نیاز هرگونه آزادسازی بازار

حریری در عین دفاع از تشکیل یک بازار واقعی ارز، معتقد است بازار آزاد بدون شفافیت مالی معنا ندارد.

به باور او، پیش از هر اقدامی باید منشأ تمامی دارایی‌ها، جریان‌های مالی و تراکنش‌های اقتصادی مشخص شود؛ همان اصلی که در اقتصادهای پیشرفته نیز با ابزارهای نظارتی، قوانین مبارزه با پول‌شویی و سازوکارهای کنترل جریان سرمایه اجرا می‌شود.

از نگاه او، اگر منشأ سرمایه‌ها مشخص باشد، می‌توان به سمت بازاری حرکت کرد که قیمت ارز را عرضه و تقاضای واقعی تعیین کند، نه انحصار و رانت.

حذف رانت از مسیر تولید و صادرات

یکی از محورهای اصلی سخنان حریری، نحوه استفاده صادرکنندگان از یارانه‌های پنهان است.

او معتقد است بسیاری از کالاهای صادراتی با استفاده از انرژی، خوراک، حمل‌ونقل و سایر نهاده‌های یارانه‌ای تولید می‌شوند. بنابراین پیش از صادرات، باید ارزش این یارانه‌ها محاسبه و به خزانه دولت بازگردانده شود.

از دید او، پس از بازگرداندن این یارانه‌ها، صادرکننده می‌تواند کالا را با هر قیمتی که بازار جهانی تعیین می‌کند صادر کند، اما موظف است ارز حاصل از صادرات را به اقتصاد کشور بازگرداند.

بازار واقعی ارز چگونه شکل می‌گیرد؟

حریری پیشنهاد می‌کند همه منابع ارزی کشور، اعم از درآمدهای نفتی و غیرنفتی، در یک بازار واحد تجمیع شوند و در مقابل، تمامی تقاضاهای مشروع نیز به همان بازار منتقل شوند.

به اعتقاد او:

  • واردات رسمی و قانونی باید بدون تبعیض به بازار متصل شود.
  • قاچاق کالا با حذف ممنوعیت‌های غیرضروری کاهش یابد.
  • ارزهای صادراتی به‌طور کامل وارد چرخه رسمی شوند.
  • هیچ نرخ ترجیحی یا چندگانه‌ای باقی نماند.

او معتقد است در چنین شرایطی، عرضه ارز از تقاضا پیشی خواهد گرفت و نرخ ارز به‌صورت طبیعی کاهش می‌یابد.

اقتصاد برای مردم است، نه برای بازیگران خاص

رضا غلامی با تأکید بر اهمیت صادرکنندگان، معتقد است صادرات زمانی ارزشمند است که در خدمت منافع ملی باشد.

به باور او، دولت وظیفه دارد قواعد بازی اقتصادی را به گونه‌ای تنظیم کند که رفاه عمومی حداکثر شود، نه اینکه منافع گروهی محدود بر منافع جامعه غلبه پیدا کند.

او تصریح می‌کند صادرکننده زمانی شایسته حمایت است که در چارچوب قوانین کشور فعالیت کند و ارز حاصل از صادرات را مطابق مقررات به اقتصاد بازگرداند.

چرا بازگشت ارز اهمیت دارد؟

غلامی بازگرداندن ارزهای صادراتی را صرفاً یک الزام قانونی نمی‌داند، بلکه آن را لازمه حفظ تعادل اقتصاد کلان معرفی می‌کند.

به اعتقاد او، اگر منابع ارزی به کشور بازگردند:

  • فشار بر بازار ارز کاهش می‌یابد.
  • ثبات اقتصادی تقویت می‌شود.
  • امکان برنامه‌ریزی برای تولید فراهم می‌شود.
  • رفاه عمومی افزایش پیدا می‌کند.

او تأکید می‌کند صادرکننده نباید از شرایط تحریم یا نابسامانی بازار برای کسب سودهای خارج از قواعد استفاده کند.

صادرات مفید چه ویژگی‌هایی دارد؟

یکی از مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو، تفاوت میان «صادرات پایدار» و «صادرات مبتنی بر جهش نرخ ارز» است.

غلامی معتقد است صادرات زمانی ارزش‌آفرین است که:

  • مبتنی بر تولید واقعی باشد.
  • رفتار باثبات داشته باشد.
  • وابسته به جهش‌های ارزی نباشد.
  • موجب افزایش اشتغال شود.
  • قدرت رقابت اقتصاد را ارتقا دهد.

او نمونه دهه هشتاد را مطرح می‌کند که در آن، با وجود ثبات نسبی نرخ ارز، صادرات کشور رشد قابل توجهی داشت؛ موضوعی که نشان می‌دهد توسعه صادرات الزاماً نیازمند افزایش نرخ ارز نیست.

خام‌فروشی؛ صادراتی بدون ارزش افزوده

غلامی انتقاد جدی خود را متوجه صادرات مواد خام می‌کند.

از نگاه او، صادرات کالاهایی با ارزش افزوده پایین، نه‌تنها موجب توسعه اقتصادی نمی‌شود، بلکه منابع طبیعی و سرمایه ملی را نیز با کمترین بازده از کشور خارج می‌کند.

او معتقد است صادرات باید بر پایه فناوری، تولید صنعتی، نوآوری و رقابت‌پذیری شکل گیرد، نه بر مبنای فروش مواد اولیه یا استفاده از جهش نرخ ارز.

ریشه اصلی بحران؛ فساد ساختاری

با وجود اختلاف‌نظرها درباره شیوه اصلاح بازار ارز، هر دو مهمان بر یک موضوع اتفاق نظر دارند: فساد ساختاری مهم‌ترین مانع اصلاح اقتصاد ایران است.

حریری معتقد است شکل‌گیری شبکه‌های ذی‌نفوذ اقتصادی موجب شده تصمیمات مهم اقتصادی تحت تأثیر منافع گروه‌های خاص قرار گیرد. به گفته او، این گروه‌ها نه‌تنها در اقتصاد بلکه در سیاست، رسانه و فرآیند تصمیم‌سازی نیز نفوذ یافته‌اند.

او تأکید می‌کند تا زمانی که این ساختارهای رانتی اصلاح نشوند، هیچ سیاست اقتصادی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

قانون کافی نیست؛ اجرای قانون اهمیت دارد

یکی از محورهای اختلاف دو طرف، نحوه مقابله با فساد است.

غلامی بر اجرای دقیق قوانین موجود، تقویت تنظیم‌گری، بستن منافذ فساد، کنترل بیش‌اظهاری و کم‌اظهاری و نظارت سختگیرانه تأکید دارد.

در مقابل، حریری معتقد است مشکل اصلی نه کمبود قانون، بلکه ضعف اجرای قانون و نفوذ صاحبان منافع است. به باور او، برخورد قضایی با شبکه‌های فساد، مقدمه هر اصلاح اقتصادی محسوب می‌شود.

بازار آزاد یا بازار ولنگار؟

هر دو مهمان تأکید می‌کنند نباید میان بازار آزاد و بی‌نظمی اقتصادی خلط مبحث کرد.

حریری معتقد است بازار واقعی زمانی شکل می‌گیرد که:

  • انحصار وجود نداشته باشد.
  • اطلاعات شفاف باشد.
  • همه بازیگران امکان رقابت برابر داشته باشند.
  • نهادهای تنظیم‌گر از ایجاد انحصار جلوگیری کنند.

غلامی نیز با اصل رقابت موافق است، اما معتقد است این رقابت باید در چارچوب قواعد سختگیرانه و نظارت مؤثر دولت انجام شود تا منافع عمومی قربانی سودجویی گروه‌های خاص نشود.

اعتماد؛ سرمایه فراموش‌شده اقتصاد

در بخش پایانی گفت‌وگو، هر دو کارشناس بر اهمیت بازسازی اعتماد عمومی تأکید می‌کنند.

غلامی معتقد است هیچ نظام اقتصادی بدون اعتماد میان دولت، فعالان اقتصادی و جامعه پایدار نخواهد ماند. حریری نیز بر این باور است که شفافیت، مبارزه با فساد، حذف انحصار و برخورد با صاحبان رانت، مهم‌ترین گام برای بازگرداندن این اعتماد است.

جمع‌بندی

گفت‌وگوی مجیدرضا حریری و رضا غلامی نشان می‌دهد اگرچه درباره شیوه اصلاح بازار ارز اختلاف‌نظرهایی وجود دارد، اما هر دو بر چند اصل اساسی اتفاق نظر دارند: ضرورت بازگشت ارزهای صادراتی، حذف رانت و انحصار، شفافیت جریان‌های مالی، تقویت نظارت، مقابله با فساد ساختاری و حرکت به سمت اقتصادی رقابتی و قانون‌مند.

آنچه بیش از هر چیز در این گفت‌وگو برجسته می‌شود، این است که اصلاح اقتصاد ایران صرفاً با تغییر نرخ ارز یا تصویب قوانین جدید محقق نخواهد شد؛ بلکه نیازمند بازسازی اعتماد عمومی، اجرای بی‌طرفانه قانون و پایان دادن به امتیازهای انحصاری است. تنها در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت بازار ارز، تولید و تجارت در خدمت توسعه پایدار و رفاه عمومی قرار گیرند.


درباره نویسنده ها

پیشنهادهای مرتبط