ایران و بازدارندگی در جنگ آینده
چرا دکترین دفاعی ایران به منظومهای چندلایه و متوازن نیاز دارد؟
جنگ اخیر، علاوه بر نمایش بخشی از توان بازدارندگی ایران، نقاط ضعف مهمی را نیز آشکار کرد. در این گفتوگو، علی عبدی با بررسی تجربه جنگ، از ضرورت عبور از نگاه تکابزاری، تقویت بازدارندگی چندلایه، تبدیل تجربه به دانش راهبردی و بازسازی معماری دفاعی کشور سخن میگوید.

جنگ اخیر؛ فرصتی برای بازاندیشی در بازدارندگی
نگ اخیر اگرچه به شکست راهبردی ایران منجر نشد، اما ضعفها و خلأهایی را در معماری دفاعی و امنیتی کشور آشکار کرد؛ ضعفهایی که نادیده گرفتن آنها میتواند در آینده هزینههای سنگینتری به همراه داشته باشد. علی عبدی معتقد است مهمترین درس این تجربه آن است که ایران باید از نگاه تکبعدی به مقوله بازدارندگی فاصله بگیرد و به سمت یک دکترین جامع، چندلایه و هوشمند حرکت کند.
از نگاه او، بازدارندگی دیگر صرفاً به معنای برخورداری از یک سلاح یا یک قابلیت خاص نیست؛ بلکه حاصل هماهنگی مجموعهای از ابزارهای نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، رسانهای و اجتماعی است که در کنار یکدیگر، هزینه هرگونه اقدام خصمانه را برای دشمن افزایش میدهند.
محاصره دریایی؛ آزمونی برای بازدارندگی ایران
در ابتدای گفتوگو، موضوع واکنش ایران به تلاش آمریکا برای اعمال نوعی محاصره دریایی و کنترل کشتیهای ایرانی مطرح شد.
عبدی معتقد است این اقدام، بیش از آنکه یک موفقیت راهبردی برای آمریکا باشد، تلاشی برای ایجاد موازنهای مصنوعی در برابر موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز است. به باور او، این طرح حتی در محافل نظامی و رسانهای غرب نیز با تردید و انتقاد روبهرو شده، زیرا تنگه هرمز پیش از این نیز باز بوده و آمریکا عملاً در پی کسب امتیازی است که اساساً وجود خارجی نداشته است.
او تأکید میکند پاسخ ایران نباید محدود به یک واکنش مستقیم یا یک اقدام نمادین باشد، بلکه باید مجموعهای از اقدامات هماهنگ را شامل شود؛ اقداماتی که هم بیاثر بودن فشارهای دشمن را نشان دهد و هم این پیام را منتقل کند که ایران چنین وضعیتی را بدون هزینه برای طرف مقابل نخواهد پذیرفت.
تجربه دفاع مقدس و منطق جنگ نامتقارن
عبدی بخش مهمی از موفقیتهای ایران در حوزه دریایی را حاصل تجربه دفاع مقدس میداند.
به گفته او، در سالهای پایانی جنگ تحمیلی، امکانات نیروی دریایی سپاه بسیار محدود بود، اما استفاده خلاقانه از قایقهای تندرو، مینهای دریایی و موشکهای ساحل به دریا، توانست آزادی عمل نیروی دریایی آمریکا را با چالش جدی روبهرو کند.
او معتقد است همین تجربه، بعدها به یکی از نمونههای شاخص جنگ نامتقارن در ادبیات نظامی جهان تبدیل شد؛ هرچند صورتبندی نظری آن بیشتر توسط پژوهشگران خارجی انجام گرفت تا خود ایران.
از نگاه وی، جنگ نامتقارن صرفاً استفاده از تجهیزات ارزان نیست؛ بلکه نوعی شیوه تفکر است که بر غافلگیری، ابتکار عمل، انعطاف، فریب و بهرهگیری از نقاط ضعف دشمن استوار است.
بازدارندگی اقتصادی و منطقهای
عبدی تأکید میکند هر تهدید اقتصادی باید با ایجاد یک تهدید اقتصادی معتبر برای طرف مقابل پاسخ داده شود.
او معتقد است در هرگونه تنش احتمالی، تنها میدان نظامی تعیینکننده نیست و زیرساختهای اقتصادی، مسیرهای انرژی، تجارت منطقهای و گرههای ژئوپلیتیکی نیز بخشی از معادله بازدارندگی هستند.
در همین چارچوب، وی به نقش برخی کشورهای منطقه اشاره کرده و معتقد است در هر محاسبه راهبردی، باید زنجیره کامل منافع، پایگاهها و زیرساختهای پشتیبان دشمن مورد توجه قرار گیرد، نه صرفاً اهداف نظامی مستقیم.
بازدارندگی؛ فراتر از پاسخ به زیرساختها
یکی از محورهای مهم این گفتوگو، بحث درباره مفهوم بازدارندگی در برابر ترور فرماندهان و شخصیتهای عالیرتبه است.
عبدی معتقد است تجربههای تاریخی نشان میدهد بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که دشمن نسبت به هزینه اقدامات خود دچار تردید شود. او برای توضیح این موضوع به نمونههایی از تاریخ اسلام و همچنین تجربه مقاومت لبنان اشاره میکند و نتیجه میگیرد که صرف حمله به پایگاهها یا زیرساختها الزاماً نمیتواند بازدارندگی پایدار ایجاد کند.
به باور او، مهم آن است که دشمن در محاسبات آینده خود احساس کند عبور از خطوط قرمز، هزینهای متناسب و غیرقابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
نقش ابتکار عمل در جنگ آینده
از دیدگاه عبدی، مهمترین ویژگی جنگ نامتقارن، «ابتکار عمل» است.
او تأکید میکند جنگ آینده بیش از آنکه شبیه یک نبرد کلاسیک باشد، به رقابتی دائمی برای غافلگیر کردن دشمن تبدیل خواهد شد. در چنین فضایی، تکرار تاکتیکهای گذشته نهتنها مزیت ایجاد نمیکند، بلکه دشمن را برای مقابله آمادهتر خواهد کرد.
به همین دلیل، بازدارندگی پایدار نیازمند تولید مداوم ایدههای جدید، روشهای نوین عملیات و استفاده خلاقانه از فناوریهای روز است.
جنگ روایتها؛ بخشی از میدان نبرد
یکی دیگر از محورهای گفتوگو، اهمیت جنگ رسانهای و شناختی است.
عبدی معتقد است در نبردهای امروز، روایت عملیات تقریباً به اندازه خود عملیات اهمیت دارد. اگر کشوری نتواند دستاوردهای خود را روایت کند، دشمن روایت مطلوب خود را جایگزین خواهد کرد.
او با اشاره به تجربه مقاومت لبنان میگوید ثبت و انتشار مستند عملیاتها، علاوه بر اثر روانی بر افکار عمومی، میتواند بر تصمیمگیری سیاسی و نظامی طرف مقابل نیز اثرگذار باشد.
به همین دلیل، بازدارندگی امروز تنها در میدان نظامی شکل نمیگیرد، بلکه در فضای رسانه، شبکههای اجتماعی و جنگ شناختی نیز ساخته میشود.
سناریوهای پیش روی ایران
عبدی معتقد است جنگ اخیر شکافهایی را میان تصمیمگیران آمریکا و رژیم صهیونیستی آشکار کرد.
به باور او، نرسیدن به اهداف اعلامشده، از جمله محدودسازی توان موشکی، تغییر ساختار سیاسی ایران یا از میان بردن ظرفیتهای راهبردی کشور، نشان داد محاسبات اولیه دشمن دقیق نبوده است.
او البته هشدار میدهد که این مسئله به معنای پایان تهدید نیست و با تغییر شرایط سیاسی یا منطقهای، امکان بازگشت سناریوهای نظامی همچنان وجود دارد. بنابراین، مهمترین وظیفه ایران استفاده از فرصت فعلی برای اصلاح ساختارهای دفاعی است.
تجربه باید به دانش تبدیل شود
یکی از مهمترین نقدهای مطرحشده در این گفتوگو، نحوه مواجهه ایران با تجربههای گذشته است.
عبدی میگوید:
تجربه زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که به دانش، آموزش و نظریه تبدیل شود؛ نه اینکه صرفاً به خاطرهای پرافتخار تبدیل شود.
او معتقد است بسیاری از تجربههای موفق ایران، از جنگ تحمیلی گرفته تا توسعه توان موشکی و شکلگیری محور مقاومت، هرگز بهصورت منسجم در قالب یک مکتب فکری و راهبردی تدوین نشدهاند.
به اعتقاد وی، کشوری که تجربههای خود را تحلیل و نظاممند نکند، ممکن است همان اشتباهات را در آینده تکرار کند.
عبور از دوگانههای اشتباه
عبدی یکی از خطاهای مهم در سیاستگذاری دفاعی را ایجاد دوگانههای کاذب میداند.
از نگاه او، نباید میان جنگ نامتقارن و تجهیزات کلاسیک یکی را انتخاب کرد، زیرا هر دو مکمل یکدیگر هستند.
او تأکید میکند که برخورداری از توان موشکی، جایگزین نیروی هوایی نیست و وجود جنگنده نیز اهمیت پهپاد، پدافند یا جنگ الکترونیک را کاهش نمیدهد.
به اعتقاد او، موفقیت در نبردهای آینده در گرو هماهنگی این ابزارهاست، نه برتری یک ابزار بر دیگری.
ضرورت بازسازی نیروی هوایی
یکی از مهمترین محورهای این گفتوگو، نقد وضعیت نیروی هوایی است.
عبدی معتقد است در سالهای گذشته، توسعه توان موشکی و پهپادی دستاورد بزرگی برای ایران بوده است، اما این رشد باید همزمان با نوسازی نیروی هوایی نیز دنبال میشد.
به باور او، پدافند هوایی صرفاً به سامانههای زمینی محدود نمیشود و هواگردهای رزمی یکی از ارکان اصلی معماری دفاع هوایی در همه قدرتهای نظامی جهان هستند.
او تأکید میکند پدافند مؤثر مجموعهای از اجزای هماهنگ است که شامل رادار، جنگنده، سامانههای موشکی، جنگ الکترونیک، فرماندهی، فریب، پنهانسازی و شبکه کنترل میشود.
عملیات ویژه و جنگ سایبری
عبدی معتقد است همه اهداف را نمیتوان با موشک مورد اصابت قرار داد.
از دیدگاه او، عملیات ویژه، اطلاعات زنده، شبکههای شناسایی، نفوذ، توان سایبری و جنگ الکترونیک، حلقههای مکمل قدرت نظامی هستند.
او تأکید میکند جنگ سایبری تنها به معنای نفوذ به سامانههای رایانهای نیست، بلکه در تمام مراحل زنجیره عملیات، از جمعآوری اطلاعات تا عملیات روانی و پشتیبانی از نبرد سخت، نقشآفرینی میکند.
جنگ آینده؛ جنگ زنجیرهها
به باور عبدی، مهمترین تفاوت جنگهای آینده با گذشته، زنجیرهای بودن آنهاست.
در این نوع نبرد، عملیات از مرحله شناسایی آغاز میشود، سپس به تصمیمگیری، اقدام نظامی، روایت رسانهای، فشار اقتصادی و پیامدهای اجتماعی گسترش پیدا میکند.
اگر تنها یکی از این حلقهها تقویت شود و سایر اجزا ضعیف باقی بمانند، کل منظومه بازدارندگی آسیبپذیر خواهد شد.
مهمترین درس جنگ اخیر
عبدی در جمعبندی نهایی تأکید میکند که جنگ اخیر را نباید صرفاً پیروزی یا شکست دانست؛ بلکه باید آن را هشداری جدی برای اصلاح ساختارهای دفاعی کشور تلقی کرد.
به گفته او، ایران در این جنگ توانست بخشی از ظرفیتهای خود، از جمله توان موشکی و اراده مقاومت را به نمایش بگذارد، اما همزمان ضعفهایی نیز در حوزههایی مانند پدافند چندلایه، نیروی هوایی، عملیات ویژه، جنگ شناختی و تبدیل تجربه به دانش آشکار شد.
او معتقد است اگر این ضعفها با نگاهی واقعبینانه و بدون خودفریبی یا خودزنی اصلاح شوند، جنگ اخیر میتواند به نقطه آغاز بازسازی دکترین دفاعی ایران تبدیل شود.
در پایان، عبدی تأکید میکند آینده بازدارندگی ایران در گرو عبور از نگاه تکابزاری است. موشک، پهپاد، پدافند، نیروی هوایی، عملیات ویژه، جنگ الکترونیک، اطلاعات، رسانه، اقتصاد و سرمایه اجتماعی، همگی اجزای یک منظومه واحد هستند. تنها با شکلگیری چنین معماری چندلایه، متوازن و هوشمند میتوان بازدارندگی پایدار ایجاد کرد و در برابر تهدیدهای پیچیده آینده آمادگی بیشتری داشت.
درباره نویسنده
- علی عبدی
کارشناس مسائل اسرائیل و منطقه
جنگ اخیر؛ فرصتی برای بازاندیشی در بازدارندگی
نگ اخیر اگرچه به شکست راهبردی ایران منجر نشد، اما ضعفها و خلأهایی را در معماری دفاعی و امنیتی کشور آشکار کرد؛ ضعفهایی که نادیده گرفتن آنها میتواند در آینده هزینههای سنگینتری به همراه داشته باشد. علی عبدی معتقد است مهمترین درس این تجربه آن است که ایران باید از نگاه تکبعدی به مقوله بازدارندگی فاصله بگیرد و به سمت یک دکترین جامع، چندلایه و هوشمند حرکت کند.
از نگاه او، بازدارندگی دیگر صرفاً به معنای برخورداری از یک سلاح یا یک قابلیت خاص نیست؛ بلکه حاصل هماهنگی مجموعهای از ابزارهای نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، رسانهای و اجتماعی است که در کنار یکدیگر، هزینه هرگونه اقدام خصمانه را برای دشمن افزایش میدهند.
محاصره دریایی؛ آزمونی برای بازدارندگی ایران
در ابتدای گفتوگو، موضوع واکنش ایران به تلاش آمریکا برای اعمال نوعی محاصره دریایی و کنترل کشتیهای ایرانی مطرح شد.
عبدی معتقد است این اقدام، بیش از آنکه یک موفقیت راهبردی برای آمریکا باشد، تلاشی برای ایجاد موازنهای مصنوعی در برابر موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز است. به باور او، این طرح حتی در محافل نظامی و رسانهای غرب نیز با تردید و انتقاد روبهرو شده، زیرا تنگه هرمز پیش از این نیز باز بوده و آمریکا عملاً در پی کسب امتیازی است که اساساً وجود خارجی نداشته است.
او تأکید میکند پاسخ ایران نباید محدود به یک واکنش مستقیم یا یک اقدام نمادین باشد، بلکه باید مجموعهای از اقدامات هماهنگ را شامل شود؛ اقداماتی که هم بیاثر بودن فشارهای دشمن را نشان دهد و هم این پیام را منتقل کند که ایران چنین وضعیتی را بدون هزینه برای طرف مقابل نخواهد پذیرفت.
تجربه دفاع مقدس و منطق جنگ نامتقارن
عبدی بخش مهمی از موفقیتهای ایران در حوزه دریایی را حاصل تجربه دفاع مقدس میداند.
به گفته او، در سالهای پایانی جنگ تحمیلی، امکانات نیروی دریایی سپاه بسیار محدود بود، اما استفاده خلاقانه از قایقهای تندرو، مینهای دریایی و موشکهای ساحل به دریا، توانست آزادی عمل نیروی دریایی آمریکا را با چالش جدی روبهرو کند.
او معتقد است همین تجربه، بعدها به یکی از نمونههای شاخص جنگ نامتقارن در ادبیات نظامی جهان تبدیل شد؛ هرچند صورتبندی نظری آن بیشتر توسط پژوهشگران خارجی انجام گرفت تا خود ایران.
از نگاه وی، جنگ نامتقارن صرفاً استفاده از تجهیزات ارزان نیست؛ بلکه نوعی شیوه تفکر است که بر غافلگیری، ابتکار عمل، انعطاف، فریب و بهرهگیری از نقاط ضعف دشمن استوار است.
بازدارندگی اقتصادی و منطقهای
عبدی تأکید میکند هر تهدید اقتصادی باید با ایجاد یک تهدید اقتصادی معتبر برای طرف مقابل پاسخ داده شود.
او معتقد است در هرگونه تنش احتمالی، تنها میدان نظامی تعیینکننده نیست و زیرساختهای اقتصادی، مسیرهای انرژی، تجارت منطقهای و گرههای ژئوپلیتیکی نیز بخشی از معادله بازدارندگی هستند.
در همین چارچوب، وی به نقش برخی کشورهای منطقه اشاره کرده و معتقد است در هر محاسبه راهبردی، باید زنجیره کامل منافع، پایگاهها و زیرساختهای پشتیبان دشمن مورد توجه قرار گیرد، نه صرفاً اهداف نظامی مستقیم.
بازدارندگی؛ فراتر از پاسخ به زیرساختها
یکی از محورهای مهم این گفتوگو، بحث درباره مفهوم بازدارندگی در برابر ترور فرماندهان و شخصیتهای عالیرتبه است.
عبدی معتقد است تجربههای تاریخی نشان میدهد بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که دشمن نسبت به هزینه اقدامات خود دچار تردید شود. او برای توضیح این موضوع به نمونههایی از تاریخ اسلام و همچنین تجربه مقاومت لبنان اشاره میکند و نتیجه میگیرد که صرف حمله به پایگاهها یا زیرساختها الزاماً نمیتواند بازدارندگی پایدار ایجاد کند.
به باور او، مهم آن است که دشمن در محاسبات آینده خود احساس کند عبور از خطوط قرمز، هزینهای متناسب و غیرقابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
نقش ابتکار عمل در جنگ آینده
از دیدگاه عبدی، مهمترین ویژگی جنگ نامتقارن، «ابتکار عمل» است.
او تأکید میکند جنگ آینده بیش از آنکه شبیه یک نبرد کلاسیک باشد، به رقابتی دائمی برای غافلگیر کردن دشمن تبدیل خواهد شد. در چنین فضایی، تکرار تاکتیکهای گذشته نهتنها مزیت ایجاد نمیکند، بلکه دشمن را برای مقابله آمادهتر خواهد کرد.
به همین دلیل، بازدارندگی پایدار نیازمند تولید مداوم ایدههای جدید، روشهای نوین عملیات و استفاده خلاقانه از فناوریهای روز است.
جنگ روایتها؛ بخشی از میدان نبرد
یکی دیگر از محورهای گفتوگو، اهمیت جنگ رسانهای و شناختی است.
عبدی معتقد است در نبردهای امروز، روایت عملیات تقریباً به اندازه خود عملیات اهمیت دارد. اگر کشوری نتواند دستاوردهای خود را روایت کند، دشمن روایت مطلوب خود را جایگزین خواهد کرد.
او با اشاره به تجربه مقاومت لبنان میگوید ثبت و انتشار مستند عملیاتها، علاوه بر اثر روانی بر افکار عمومی، میتواند بر تصمیمگیری سیاسی و نظامی طرف مقابل نیز اثرگذار باشد.
به همین دلیل، بازدارندگی امروز تنها در میدان نظامی شکل نمیگیرد، بلکه در فضای رسانه، شبکههای اجتماعی و جنگ شناختی نیز ساخته میشود.
سناریوهای پیش روی ایران
عبدی معتقد است جنگ اخیر شکافهایی را میان تصمیمگیران آمریکا و رژیم صهیونیستی آشکار کرد.
به باور او، نرسیدن به اهداف اعلامشده، از جمله محدودسازی توان موشکی، تغییر ساختار سیاسی ایران یا از میان بردن ظرفیتهای راهبردی کشور، نشان داد محاسبات اولیه دشمن دقیق نبوده است.
او البته هشدار میدهد که این مسئله به معنای پایان تهدید نیست و با تغییر شرایط سیاسی یا منطقهای، امکان بازگشت سناریوهای نظامی همچنان وجود دارد. بنابراین، مهمترین وظیفه ایران استفاده از فرصت فعلی برای اصلاح ساختارهای دفاعی است.
تجربه باید به دانش تبدیل شود
یکی از مهمترین نقدهای مطرحشده در این گفتوگو، نحوه مواجهه ایران با تجربههای گذشته است.
عبدی میگوید:
تجربه زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که به دانش، آموزش و نظریه تبدیل شود؛ نه اینکه صرفاً به خاطرهای پرافتخار تبدیل شود.
او معتقد است بسیاری از تجربههای موفق ایران، از جنگ تحمیلی گرفته تا توسعه توان موشکی و شکلگیری محور مقاومت، هرگز بهصورت منسجم در قالب یک مکتب فکری و راهبردی تدوین نشدهاند.
به اعتقاد وی، کشوری که تجربههای خود را تحلیل و نظاممند نکند، ممکن است همان اشتباهات را در آینده تکرار کند.
عبور از دوگانههای اشتباه
عبدی یکی از خطاهای مهم در سیاستگذاری دفاعی را ایجاد دوگانههای کاذب میداند.
از نگاه او، نباید میان جنگ نامتقارن و تجهیزات کلاسیک یکی را انتخاب کرد، زیرا هر دو مکمل یکدیگر هستند.
او تأکید میکند که برخورداری از توان موشکی، جایگزین نیروی هوایی نیست و وجود جنگنده نیز اهمیت پهپاد، پدافند یا جنگ الکترونیک را کاهش نمیدهد.
به اعتقاد او، موفقیت در نبردهای آینده در گرو هماهنگی این ابزارهاست، نه برتری یک ابزار بر دیگری.
ضرورت بازسازی نیروی هوایی
یکی از مهمترین محورهای این گفتوگو، نقد وضعیت نیروی هوایی است.
عبدی معتقد است در سالهای گذشته، توسعه توان موشکی و پهپادی دستاورد بزرگی برای ایران بوده است، اما این رشد باید همزمان با نوسازی نیروی هوایی نیز دنبال میشد.
به باور او، پدافند هوایی صرفاً به سامانههای زمینی محدود نمیشود و هواگردهای رزمی یکی از ارکان اصلی معماری دفاع هوایی در همه قدرتهای نظامی جهان هستند.
او تأکید میکند پدافند مؤثر مجموعهای از اجزای هماهنگ است که شامل رادار، جنگنده، سامانههای موشکی، جنگ الکترونیک، فرماندهی، فریب، پنهانسازی و شبکه کنترل میشود.
عملیات ویژه و جنگ سایبری
عبدی معتقد است همه اهداف را نمیتوان با موشک مورد اصابت قرار داد.
از دیدگاه او، عملیات ویژه، اطلاعات زنده، شبکههای شناسایی، نفوذ، توان سایبری و جنگ الکترونیک، حلقههای مکمل قدرت نظامی هستند.
او تأکید میکند جنگ سایبری تنها به معنای نفوذ به سامانههای رایانهای نیست، بلکه در تمام مراحل زنجیره عملیات، از جمعآوری اطلاعات تا عملیات روانی و پشتیبانی از نبرد سخت، نقشآفرینی میکند.
جنگ آینده؛ جنگ زنجیرهها
به باور عبدی، مهمترین تفاوت جنگهای آینده با گذشته، زنجیرهای بودن آنهاست.
در این نوع نبرد، عملیات از مرحله شناسایی آغاز میشود، سپس به تصمیمگیری، اقدام نظامی، روایت رسانهای، فشار اقتصادی و پیامدهای اجتماعی گسترش پیدا میکند.
اگر تنها یکی از این حلقهها تقویت شود و سایر اجزا ضعیف باقی بمانند، کل منظومه بازدارندگی آسیبپذیر خواهد شد.
مهمترین درس جنگ اخیر
عبدی در جمعبندی نهایی تأکید میکند که جنگ اخیر را نباید صرفاً پیروزی یا شکست دانست؛ بلکه باید آن را هشداری جدی برای اصلاح ساختارهای دفاعی کشور تلقی کرد.
به گفته او، ایران در این جنگ توانست بخشی از ظرفیتهای خود، از جمله توان موشکی و اراده مقاومت را به نمایش بگذارد، اما همزمان ضعفهایی نیز در حوزههایی مانند پدافند چندلایه، نیروی هوایی، عملیات ویژه، جنگ شناختی و تبدیل تجربه به دانش آشکار شد.
او معتقد است اگر این ضعفها با نگاهی واقعبینانه و بدون خودفریبی یا خودزنی اصلاح شوند، جنگ اخیر میتواند به نقطه آغاز بازسازی دکترین دفاعی ایران تبدیل شود.
در پایان، عبدی تأکید میکند آینده بازدارندگی ایران در گرو عبور از نگاه تکابزاری است. موشک، پهپاد، پدافند، نیروی هوایی، عملیات ویژه، جنگ الکترونیک، اطلاعات، رسانه، اقتصاد و سرمایه اجتماعی، همگی اجزای یک منظومه واحد هستند. تنها با شکلگیری چنین معماری چندلایه، متوازن و هوشمند میتوان بازدارندگی پایدار ایجاد کرد و در برابر تهدیدهای پیچیده آینده آمادگی بیشتری داشت.
پیشنهادهای مرتبط
ایران و قواعد جدید قدرت جهانی؛ شکلگیری و فروپاشی سلطه آمریکا
چگونه جنگ ایران فرضهای بنیادین نظم تکقطبی آمریکا را به چالش کشید
تحریریه حکمران
امنیت غذایی با فناوری آبیاری نوین
چگونه آبیاری زیرسطحی مسیر خودکفایی کشاورزی ایران را تغییر میدهد
امیر نوراییفر
فناوری؛ مسیر احیای روستا و تولید
چگونه آبیاری هوشمند میتواند شأن کشاورزی را بازسازی کند؟
سیدمحسن حسینی
نقشه پنهان رهبری برای روزهای جنگ
چگونه ساختارهای آتشبهاختیار، پاسخ سریع ایران را رقم زدند؟
علی رضا آقاباباگلی






