مجاهدت در همه میدانها
روایتی از فرماندهی که دفاع، اندیشه و اقتصاد را بههم پیوند زد
شهید سید مهدی شادمانی فرماندهی بود که تقویت قدرت دفاعی را از اندیشه تمدنی، دیپلماسی راهبردی و استقلال اقتصادی جدا نمیدانست. سفر او به روسیه و گفتوگو با الکساندر دوگین، تصویری روشن از نگاه جامع وی به آینده ایران و نظم جهانی ارائه میدهد.

ردار سرتیپ پاسدار شهید سید مهدی شادمانی از جمله فرماندهانی بود که درکی عمیق، جامع و چندبعدی از ماهیت انقلاب اسلامی و هندسه قدرت در جهان معاصر داشت. او میدان دفاع را از عرصه اندیشه، اقتصاد، سیاست و تمدن جدا نمیدید و معتقد بود فرماندهی در تراز انقلاب اسلامی، تنها به طراحی عملیات نظامی یا توسعه تجهیزات دفاعی محدود نمیشود. در این نگاه، پاسداری از انقلاب مستلزم شناخت همزمان میدان سخت، جنگ اقتصادی، تحولات فکری جهان و مسیر شکلگیری نظم آینده است.
سیر مطالعاتی و فعالیتهای میدانی شهید شادمانی، بهویژه در آخرین سال حیات پربرکتش، تجلی همین نگرش جامع بود. او در کنار پیگیری مأموریتهای دفاعی، تحولات راهبردی جهان را با دقت دنبال میکرد و نسبت میان قدرت نظامی، استقلال اقتصادی، دیپلماسی و بنیانهای فکری تمدنها را مورد توجه قرار میداد. برای او، هیچیک از این حوزهها جزیرهای مستقل نبود؛ بلکه اجزای یک منظومه واحد برای حفظ استقلال کشور و پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی به شمار میرفتند.
دیپلماسی دفاعی در خدمت قدرت ملی
سفر شهید شادمانی به فدراسیون روسیه در مردادماه سال ۱۴۰۳ را میتوان نمونهای برجسته از دیپلماسی دفاعی مبتنی بر راهبرد کلان انقلاب اسلامی دانست. این سفر صرفاً یک مأموریت رسمی یا مذاکره محدود نظامی نبود، بلکه بخشی از رویکردی وسیعتر برای گسترش همکاریهای راهبردی، تقویت توان بازدارندگی و عبور از محدودیتهایی بود که نظام سلطه طی سالهای متمادی بر ایران تحمیل کرده است.
به روایت این یادداشت، سفر روسیه در بُعد نظامی نیز دستاوردهای ملموس و راهبردی برای کشور به همراه داشت؛ از جمله پیشرفت در فرایند تحویل جنگندههای پیشرفته سوخو به نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و الحاق بالگردهای تهاجمی میل-۲۸ به ناوگان دفاعی کشور. نمایش این بالگردها در آسمان تهران نیز نشانهای از عزم جدی جمهوری اسلامی برای تقویت بنیه دفاعی و توسعه ظرفیتهای بازدارنده در برابر تهدیدهای خارجی تلقی شد.
بااینحال، اهمیت سفر شهید شادمانی تنها در دستاوردهای فنی و نظامی آن خلاصه نمیشد. وجه ممتاز شخصیت او، عبور از تحلیلهای صرفاً نظامی و ورود همزمان به حوزههای اندیشهای، تاریخی و تمدنی بود. او قدرت دفاعی را زمانی پایدار میدانست که بر پایه استقلال فکری، توان اقتصادی و فهم درست از تحولات نظم جهانی شکل گرفته باشد.
انقلاب اسلامی در افق تاریخ و تمدن
شهید شادمانی انقلاب اسلامی را یک پدیده سیاسی محدود به مرزهای ایران یا یک تحول مقطعی در تاریخ معاصر نمیدانست. از منظر او، انقلاب اسلامی حرکتی برخاسته از اراده الهی بود که فلسفهای تاریخی، جهانی و آخرالزمانی داشت. بر همین اساس، پاسداری از انقلاب نیز نمیتوانست تنها به حفظ ساختارهای سیاسی یا دفاع از مرزهای جغرافیایی محدود شود.
در این نگرش، انقلاب اسلامی مأموریتی تمدنی بر عهده دارد و برای تحقق آن باید جبهه حق را در مقیاسی فراتر از مرزبندیهای رایج گسترش دهد. این جبهه میتواند همه اندیشمندان، ملتها و انسانهای پاکطینتی را در بر گیرد که در برابر سلطه، یکجانبهگرایی، مادیگرایی و نظام ناعادلانه جهانی ایستادهاند؛ حتی اگر از نظر دینی، فرهنگی یا جغرافیایی با یکدیگر تفاوت داشته باشند.
به همین دلیل، شهید شادمانی تعامل با متفکران غیرایرانی و غیرمسلمان را نه امری تشریفاتی، بلکه بخشی از ضرورتهای راهبردی جبهه حق میدانست. از دیدگاه او، گفتوگو با اندیشمندانی که نظم تکقطبی غربی را به چالش میکشند، میتواند به شناخت عمیقتر تحولات جهانی و یافتن زمینههای مشترک برای ساختن آیندهای متفاوت کمک کند.
گفتوگوی راهبردی با الکساندر دوگین
در جریان سفر به روسیه، دیداری عمیق و راهبردی میان شهید شادمانی و الکساندر دوگین، فیلسوف و نظریهپرداز برجسته روسی، برگزار شد. محور این گفتوگو صرفاً روابط سیاسی یا همکاریهای نظامی میان ایران و روسیه نبود؛ بلکه دو طرف درباره بنیانهای فکری تمدنها، آینده نظم جهانی، جهان چندقطبی و راههای رهایی ملتها از سلطه ساختارهای غربمحور تبادل نظر کردند.
این دیدار نشان میداد که شهید شادمانی مسئله قدرت را صرفاً در تعداد تجهیزات نظامی یا ظرفیتهای عملیاتی خلاصه نمیکند. از نگاه او، قدرت پایدار هنگامی شکل میگیرد که یک ملت بتواند روایت مستقلی از تاریخ، اقتصاد، سیاست و آینده خود داشته باشد. کشوری که ابزار نظامی در اختیار دارد اما اندیشه، اقتصاد و الگوی توسعهاش به نظام سلطه وابسته است، نمیتواند استقلال حقیقی خود را حفظ کند.
گفتوگو با دوگین از این جهت اهمیت داشت که هر دو طرف، با وجود تفاوتهای فرهنگی و فکری، درباره ضرورت عبور از نظم تکقطبی و تقویت مراکز مستقل قدرت در جهان اتفاق نظر داشتند. ایران و روسیه در این چارچوب، تنها دو شریک سیاسی یا نظامی نیستند؛ بلکه میتوانند در فرایند شکلگیری نظمی مشارکت کنند که در آن انحصار غرب بر اقتصاد، فناوری، رسانه و ساختارهای تصمیمگیری جهانی شکسته شود.
اقتصاد مقاومتی؛ مکمل قدرت دفاعی
یکی از عمیقترین دغدغههای شهید شادمانی، رهایی اقتصاد ایران از سیطره الگوهای نئولیبرال و وابستگی به سازوکارهای نظام سرمایهداری جهانی بود. او معتقد بود همانگونه که انقلاب اسلامی بر پایه اراده الهی و استقلال سیاسی شکل گرفته است، ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و اداری کشور نیز باید در راستای همان اراده بازتعریف شوند.
از نگاه او، نمیتوان در عرصه سیاست خارجی و دفاعی در برابر نظام سلطه ایستاد، اما در اقتصاد از نسخهها و الگوهایی پیروی کرد که همان نظام برای کشورهای پیرامونی طراحی کرده است. وابستگی به دلار، بازارهای مالی غربی، واردات بیضابطه، خصوصیسازی رانتی و تضعیف تولید ملی، میتواند دستاوردهای دفاعی و سیاسی کشور را نیز در معرض آسیب قرار دهد.
بر همین اساس، شهید شادمانی اقتصاد مقاومتی را یک شعار مقطعی یا برنامهای برای دوران تحریم نمیدانست. اقتصاد مقاومتی در نگاه او، الگویی دائمی برای ایجاد اقتصادی درونزا، دانشبنیان، عدالتمحور و مقاوم در برابر فشارهای خارجی بود؛ اقتصادی که بتواند ظرفیتهای داخلی را فعال کند، وابستگیهای راهبردی را کاهش دهد و قدرت تصمیمگیری مستقل را برای کشور حفظ کند.
این موضوع به یکی از محورهای اصلی گفتوگوی شهید شادمانی با الکساندر دوگین نیز تبدیل شد. بخش قابلتوجهی از برنامه سفر روسیه به مطالعه تجربه این کشور در زمینه تقویت اقتصاد ملی، مقابله با تحریمها، کاهش وابستگی به غرب و ایجاد سازوکارهای مالی و تجاری جایگزین اختصاص داشت.
تحریم؛ تهدید یا فرصت استقلال؟
در بخشی از گفتوگوی دوگین و شهید شادمانی، تجربه روسیه در مواجهه با تحریمهای غرب مورد بحث قرار گرفت. دوگین توضیح داد که اقتصاد روسیه در دهه ۱۹۹۰ میلادی، بهتدریج استقلال خود را از دست داده و به ساختارهای غربی وابسته شده بود. به گفته او، این وابستگی نهتنها به انتقال واقعی فناوری و توسعه پایدار منجر نشد، بلکه بخشی از جامعه و اقتصاد روسیه را به مصرفکننده و وابسته غرب تبدیل کرد.
دوگین تحریمهای غرب را عاملی دانست که روسیه را ناچار کرد مسیر خود را تغییر دهد و به سمت استقلال اقتصادی بازگردد. او در این گفتوگو دو برنامه اصلی روسیه را تشریح کرد: در کوتاهمدت، ایجاد یک اقتصاد مقاوم برای مقابله با فشارهای خارجی و در بلندمدت، حرکت به سوی استقلال کامل اقتصادی از غرب، کنار گذاشتن تدریجی دلار و پیوستن به جهان چندقطبی ارزی و اقتصادی.
به اعتقاد او، تحریمها برخلاف انتظار غرب، روسیه را منزوی نکرد؛ بلکه این کشور را به سوی ظرفیتهای انسانی، اقتصادی و فناورانه شرق سوق داد. از همین رو، برخی جریانها در روسیه حتی با لغو زودهنگام تحریمها مخالفاند؛ زیرا معتقدند ادامه این فشار میتواند فرایند استقلال اقتصادی را تکمیل کند و مانع بازگشت اقتصاد روسیه به وابستگی گذشته شود.
شهید شادمانی نیز در پاسخ، به تفاوت مهم میان تجربه ایران و روسیه اشاره کرد. او گفت:
تفاوت ما و شما در این است که در روسیه، لیبرالها در رأس دولت و مناصب اقتصادی قرار نداشتند؛ اما در ایران، لیبرالها بر اقتصاد حاکم شدند و برخلاف نظر رهبری که خواهان تحقق اقتصاد مقاومتی بودند، عمل کردند. ما تدبیر آقای پوتین را در این زمینه دیدیم و تحسین میکنیم.
این سخنان نشان میدهد که مسئله اصلی در نگاه شهید شادمانی، صرفاً وجود تحریم یا فشار خارجی نبود. تحریم هنگامی به یک بحران ویرانگر تبدیل میشود که ساختار داخلی اقتصاد نیز بر پایه وابستگی، خامفروشی، مصرفگرایی و نسخههای وارداتی شکل گرفته باشد. در مقابل، اگر مدیریت اقتصادی کشور به تولید ملی، توان داخلی و استقلال راهبردی باور داشته باشد، فشار خارجی میتواند به محرکی برای اصلاح ساختارها و کاهش وابستگیها تبدیل شود.
فرماندهی در تراز انقلاب اسلامی
شهید شادمانی در کنار سرداران نامآشنایی چون شهید محمد باقری، شهید غلامعلی رشید، شهید حسین سلامی و شهید امیرعلی حاجیزاده، الگویی تمامعیار از فرماندهی در تراز انقلاب اسلامی بود؛ فرماندهی که راهبرد نظامی را با فلسفه تاریخ، اقتصاد مقاومتی، دیپلماسی و الزامات تمدنسازی پیوند میزد.
او نشان داد که یک فرمانده انقلابی باید افزون بر شناخت میدان نبرد، قدرت تحلیل تحولات جهانی، فهم جریانهای فکری، شناخت اقتصاد سیاسی و توان گفتوگو با اندیشمندان دیگر ملتها را نیز داشته باشد. چنین فرماندهی، تنها برای مقابله با تهدیدهای امروز آماده نمیشود؛ بلکه برای ساختن نظم آینده و افزایش قدرت تمدنی کشور برنامهریزی میکند.
راه شهید شادمانی، راه مجاهدت در همه میدانها بود؛ از میدان دفاع و بازدارندگی تا عرصه دیپلماسی، اندیشه، اقتصاد و گفتوگوی تمدنی. او برای اعتلای ایران اسلامی، مرزهای مأموریتهای متعارف را درنوردید و نشان داد که پاسداری از انقلاب، مسئولیتی جامع و چندبعدی است. این مسیر میتواند نقشه راهی برای آیندهسازان ایران باشد؛ نسلی که باید همزمان توان دفاعی، استقلال اقتصادی، خودآگاهی تاریخی و قدرت تمدنسازی کشور را ارتقا دهد.
درباره نویسنده
- یاسر شادمانی
فرزند سردار شهید مهدی شادمانی
ردار سرتیپ پاسدار شهید سید مهدی شادمانی از جمله فرماندهانی بود که درکی عمیق، جامع و چندبعدی از ماهیت انقلاب اسلامی و هندسه قدرت در جهان معاصر داشت. او میدان دفاع را از عرصه اندیشه، اقتصاد، سیاست و تمدن جدا نمیدید و معتقد بود فرماندهی در تراز انقلاب اسلامی، تنها به طراحی عملیات نظامی یا توسعه تجهیزات دفاعی محدود نمیشود. در این نگاه، پاسداری از انقلاب مستلزم شناخت همزمان میدان سخت، جنگ اقتصادی، تحولات فکری جهان و مسیر شکلگیری نظم آینده است.
سیر مطالعاتی و فعالیتهای میدانی شهید شادمانی، بهویژه در آخرین سال حیات پربرکتش، تجلی همین نگرش جامع بود. او در کنار پیگیری مأموریتهای دفاعی، تحولات راهبردی جهان را با دقت دنبال میکرد و نسبت میان قدرت نظامی، استقلال اقتصادی، دیپلماسی و بنیانهای فکری تمدنها را مورد توجه قرار میداد. برای او، هیچیک از این حوزهها جزیرهای مستقل نبود؛ بلکه اجزای یک منظومه واحد برای حفظ استقلال کشور و پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی به شمار میرفتند.
دیپلماسی دفاعی در خدمت قدرت ملی
سفر شهید شادمانی به فدراسیون روسیه در مردادماه سال ۱۴۰۳ را میتوان نمونهای برجسته از دیپلماسی دفاعی مبتنی بر راهبرد کلان انقلاب اسلامی دانست. این سفر صرفاً یک مأموریت رسمی یا مذاکره محدود نظامی نبود، بلکه بخشی از رویکردی وسیعتر برای گسترش همکاریهای راهبردی، تقویت توان بازدارندگی و عبور از محدودیتهایی بود که نظام سلطه طی سالهای متمادی بر ایران تحمیل کرده است.
به روایت این یادداشت، سفر روسیه در بُعد نظامی نیز دستاوردهای ملموس و راهبردی برای کشور به همراه داشت؛ از جمله پیشرفت در فرایند تحویل جنگندههای پیشرفته سوخو به نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و الحاق بالگردهای تهاجمی میل-۲۸ به ناوگان دفاعی کشور. نمایش این بالگردها در آسمان تهران نیز نشانهای از عزم جدی جمهوری اسلامی برای تقویت بنیه دفاعی و توسعه ظرفیتهای بازدارنده در برابر تهدیدهای خارجی تلقی شد.
بااینحال، اهمیت سفر شهید شادمانی تنها در دستاوردهای فنی و نظامی آن خلاصه نمیشد. وجه ممتاز شخصیت او، عبور از تحلیلهای صرفاً نظامی و ورود همزمان به حوزههای اندیشهای، تاریخی و تمدنی بود. او قدرت دفاعی را زمانی پایدار میدانست که بر پایه استقلال فکری، توان اقتصادی و فهم درست از تحولات نظم جهانی شکل گرفته باشد.
انقلاب اسلامی در افق تاریخ و تمدن
شهید شادمانی انقلاب اسلامی را یک پدیده سیاسی محدود به مرزهای ایران یا یک تحول مقطعی در تاریخ معاصر نمیدانست. از منظر او، انقلاب اسلامی حرکتی برخاسته از اراده الهی بود که فلسفهای تاریخی، جهانی و آخرالزمانی داشت. بر همین اساس، پاسداری از انقلاب نیز نمیتوانست تنها به حفظ ساختارهای سیاسی یا دفاع از مرزهای جغرافیایی محدود شود.
در این نگرش، انقلاب اسلامی مأموریتی تمدنی بر عهده دارد و برای تحقق آن باید جبهه حق را در مقیاسی فراتر از مرزبندیهای رایج گسترش دهد. این جبهه میتواند همه اندیشمندان، ملتها و انسانهای پاکطینتی را در بر گیرد که در برابر سلطه، یکجانبهگرایی، مادیگرایی و نظام ناعادلانه جهانی ایستادهاند؛ حتی اگر از نظر دینی، فرهنگی یا جغرافیایی با یکدیگر تفاوت داشته باشند.
به همین دلیل، شهید شادمانی تعامل با متفکران غیرایرانی و غیرمسلمان را نه امری تشریفاتی، بلکه بخشی از ضرورتهای راهبردی جبهه حق میدانست. از دیدگاه او، گفتوگو با اندیشمندانی که نظم تکقطبی غربی را به چالش میکشند، میتواند به شناخت عمیقتر تحولات جهانی و یافتن زمینههای مشترک برای ساختن آیندهای متفاوت کمک کند.
گفتوگوی راهبردی با الکساندر دوگین
در جریان سفر به روسیه، دیداری عمیق و راهبردی میان شهید شادمانی و الکساندر دوگین، فیلسوف و نظریهپرداز برجسته روسی، برگزار شد. محور این گفتوگو صرفاً روابط سیاسی یا همکاریهای نظامی میان ایران و روسیه نبود؛ بلکه دو طرف درباره بنیانهای فکری تمدنها، آینده نظم جهانی، جهان چندقطبی و راههای رهایی ملتها از سلطه ساختارهای غربمحور تبادل نظر کردند.
این دیدار نشان میداد که شهید شادمانی مسئله قدرت را صرفاً در تعداد تجهیزات نظامی یا ظرفیتهای عملیاتی خلاصه نمیکند. از نگاه او، قدرت پایدار هنگامی شکل میگیرد که یک ملت بتواند روایت مستقلی از تاریخ، اقتصاد، سیاست و آینده خود داشته باشد. کشوری که ابزار نظامی در اختیار دارد اما اندیشه، اقتصاد و الگوی توسعهاش به نظام سلطه وابسته است، نمیتواند استقلال حقیقی خود را حفظ کند.
گفتوگو با دوگین از این جهت اهمیت داشت که هر دو طرف، با وجود تفاوتهای فرهنگی و فکری، درباره ضرورت عبور از نظم تکقطبی و تقویت مراکز مستقل قدرت در جهان اتفاق نظر داشتند. ایران و روسیه در این چارچوب، تنها دو شریک سیاسی یا نظامی نیستند؛ بلکه میتوانند در فرایند شکلگیری نظمی مشارکت کنند که در آن انحصار غرب بر اقتصاد، فناوری، رسانه و ساختارهای تصمیمگیری جهانی شکسته شود.
اقتصاد مقاومتی؛ مکمل قدرت دفاعی
یکی از عمیقترین دغدغههای شهید شادمانی، رهایی اقتصاد ایران از سیطره الگوهای نئولیبرال و وابستگی به سازوکارهای نظام سرمایهداری جهانی بود. او معتقد بود همانگونه که انقلاب اسلامی بر پایه اراده الهی و استقلال سیاسی شکل گرفته است، ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و اداری کشور نیز باید در راستای همان اراده بازتعریف شوند.
از نگاه او، نمیتوان در عرصه سیاست خارجی و دفاعی در برابر نظام سلطه ایستاد، اما در اقتصاد از نسخهها و الگوهایی پیروی کرد که همان نظام برای کشورهای پیرامونی طراحی کرده است. وابستگی به دلار، بازارهای مالی غربی، واردات بیضابطه، خصوصیسازی رانتی و تضعیف تولید ملی، میتواند دستاوردهای دفاعی و سیاسی کشور را نیز در معرض آسیب قرار دهد.
بر همین اساس، شهید شادمانی اقتصاد مقاومتی را یک شعار مقطعی یا برنامهای برای دوران تحریم نمیدانست. اقتصاد مقاومتی در نگاه او، الگویی دائمی برای ایجاد اقتصادی درونزا، دانشبنیان، عدالتمحور و مقاوم در برابر فشارهای خارجی بود؛ اقتصادی که بتواند ظرفیتهای داخلی را فعال کند، وابستگیهای راهبردی را کاهش دهد و قدرت تصمیمگیری مستقل را برای کشور حفظ کند.
این موضوع به یکی از محورهای اصلی گفتوگوی شهید شادمانی با الکساندر دوگین نیز تبدیل شد. بخش قابلتوجهی از برنامه سفر روسیه به مطالعه تجربه این کشور در زمینه تقویت اقتصاد ملی، مقابله با تحریمها، کاهش وابستگی به غرب و ایجاد سازوکارهای مالی و تجاری جایگزین اختصاص داشت.
تحریم؛ تهدید یا فرصت استقلال؟
در بخشی از گفتوگوی دوگین و شهید شادمانی، تجربه روسیه در مواجهه با تحریمهای غرب مورد بحث قرار گرفت. دوگین توضیح داد که اقتصاد روسیه در دهه ۱۹۹۰ میلادی، بهتدریج استقلال خود را از دست داده و به ساختارهای غربی وابسته شده بود. به گفته او، این وابستگی نهتنها به انتقال واقعی فناوری و توسعه پایدار منجر نشد، بلکه بخشی از جامعه و اقتصاد روسیه را به مصرفکننده و وابسته غرب تبدیل کرد.
دوگین تحریمهای غرب را عاملی دانست که روسیه را ناچار کرد مسیر خود را تغییر دهد و به سمت استقلال اقتصادی بازگردد. او در این گفتوگو دو برنامه اصلی روسیه را تشریح کرد: در کوتاهمدت، ایجاد یک اقتصاد مقاوم برای مقابله با فشارهای خارجی و در بلندمدت، حرکت به سوی استقلال کامل اقتصادی از غرب، کنار گذاشتن تدریجی دلار و پیوستن به جهان چندقطبی ارزی و اقتصادی.
به اعتقاد او، تحریمها برخلاف انتظار غرب، روسیه را منزوی نکرد؛ بلکه این کشور را به سوی ظرفیتهای انسانی، اقتصادی و فناورانه شرق سوق داد. از همین رو، برخی جریانها در روسیه حتی با لغو زودهنگام تحریمها مخالفاند؛ زیرا معتقدند ادامه این فشار میتواند فرایند استقلال اقتصادی را تکمیل کند و مانع بازگشت اقتصاد روسیه به وابستگی گذشته شود.
شهید شادمانی نیز در پاسخ، به تفاوت مهم میان تجربه ایران و روسیه اشاره کرد. او گفت:
تفاوت ما و شما در این است که در روسیه، لیبرالها در رأس دولت و مناصب اقتصادی قرار نداشتند؛ اما در ایران، لیبرالها بر اقتصاد حاکم شدند و برخلاف نظر رهبری که خواهان تحقق اقتصاد مقاومتی بودند، عمل کردند. ما تدبیر آقای پوتین را در این زمینه دیدیم و تحسین میکنیم.
این سخنان نشان میدهد که مسئله اصلی در نگاه شهید شادمانی، صرفاً وجود تحریم یا فشار خارجی نبود. تحریم هنگامی به یک بحران ویرانگر تبدیل میشود که ساختار داخلی اقتصاد نیز بر پایه وابستگی، خامفروشی، مصرفگرایی و نسخههای وارداتی شکل گرفته باشد. در مقابل، اگر مدیریت اقتصادی کشور به تولید ملی، توان داخلی و استقلال راهبردی باور داشته باشد، فشار خارجی میتواند به محرکی برای اصلاح ساختارها و کاهش وابستگیها تبدیل شود.
فرماندهی در تراز انقلاب اسلامی
شهید شادمانی در کنار سرداران نامآشنایی چون شهید محمد باقری، شهید غلامعلی رشید، شهید حسین سلامی و شهید امیرعلی حاجیزاده، الگویی تمامعیار از فرماندهی در تراز انقلاب اسلامی بود؛ فرماندهی که راهبرد نظامی را با فلسفه تاریخ، اقتصاد مقاومتی، دیپلماسی و الزامات تمدنسازی پیوند میزد.
او نشان داد که یک فرمانده انقلابی باید افزون بر شناخت میدان نبرد، قدرت تحلیل تحولات جهانی، فهم جریانهای فکری، شناخت اقتصاد سیاسی و توان گفتوگو با اندیشمندان دیگر ملتها را نیز داشته باشد. چنین فرماندهی، تنها برای مقابله با تهدیدهای امروز آماده نمیشود؛ بلکه برای ساختن نظم آینده و افزایش قدرت تمدنی کشور برنامهریزی میکند.
راه شهید شادمانی، راه مجاهدت در همه میدانها بود؛ از میدان دفاع و بازدارندگی تا عرصه دیپلماسی، اندیشه، اقتصاد و گفتوگوی تمدنی. او برای اعتلای ایران اسلامی، مرزهای مأموریتهای متعارف را درنوردید و نشان داد که پاسداری از انقلاب، مسئولیتی جامع و چندبعدی است. این مسیر میتواند نقشه راهی برای آیندهسازان ایران باشد؛ نسلی که باید همزمان توان دفاعی، استقلال اقتصادی، خودآگاهی تاریخی و قدرت تمدنسازی کشور را ارتقا دهد.
پیشنهادهای مرتبط
روشنای علم؛ نقشه راه تولید دانش
مروری بر دیدگاه رهبر انقلاب درباره علم، فناوری و تمدنسازی
تحریریه حکمران
امنیت غذایی با فناوری آبیاری نوین
چگونه آبیاری زیرسطحی مسیر خودکفایی کشاورزی ایران را تغییر میدهد
امیر نوراییفر
از واردات تا استقلال؛ اقتصاد سیاسی آبیاری نوین
چرا سرمایهگذاری فناوری آب، مسیر کاهش وابستگی کشاورزی است؟
محمد خدابندهلو
فناوری؛ مسیر احیای روستا و تولید
چگونه آبیاری هوشمند میتواند شأن کشاورزی را بازسازی کند؟
سیدمحسن حسینی




