واقعیت یا خوشبینی؟ دو روایت از رابطه ایران و آمریکا
مناظرهای درباره اعتماد، بازدارندگی، مذاکره و آینده مناسبات تهران و واشنگتن
در این مناظره، فواد ایزدی و کوروش احمدی با دو نگاه متفاوت به آینده روابط ایران و آمریکا، درباره تجربه برجام، مفهوم اعتماد، کارکرد دیپلماسی، بازدارندگی، نقش اسرائیل و امکان یا امتناع کاهش تنش گفتوگو میکنند؛ گفتوگویی که شکاف دو رویکرد اصلی در سیاست خارجی ایران را به تصویر میکشد.

واقعیت یا خوشبینی؟ دو نگاه به آینده روابط ایران و آمریکا
ر این مناظره، دکتر فواد ایزدی، استاد دانشگاه تهران، و دکتر کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، درباره یکی از مهمترین پرسشهای سیاست خارجی ایران به بحث میپردازند: آیا رابطه ایران و آمریکا همچنان از مسیر مذاکره قابل مدیریت است یا تجربههای تاریخی نشان میدهد که باید سیاست خارجی را بر پایه بازدارندگی و شناخت ساختار قدرت تنظیم کرد؟
این گفتوگو با مرور تجربه برجام، مسئله اعتماد، نقش دیپلماسی، تهدید نظامی، بازدارندگی، جایگاه اسرائیل در سیاست آمریکا و چشمانداز آینده روابط تهران و واشنگتن، دو چارچوب تحلیلی متفاوت را در برابر یکدیگر قرار میدهد.
نگاه فواد ایزدی؛ اعتماد نباید جایگزین شناخت ساختار قدرت شود
تجربه تاریخی آمریکا و مسئله اعتماد
فواد ایزدی معتقد است سخنان رهبر انقلاب درباره بیاعتمادی به آمریکا، ادامه همان تحلیلی است که طی چند دهه گذشته بارها مطرح شده و به اعتقاد او، تجربههای تاریخی نیز آن را تأیید میکنند.
از نگاه او، مسئله اصلی نه یک دولت خاص، بلکه الگوی رفتاری ایالات متحده در قبال تعهدات بینالمللی است. ایزدی با اشاره به تجربه برجام تأکید میکند که خروج آمریکا از توافق برای کسانی که تاریخ سیاست خارجی این کشور را مطالعه کرده باشند، اتفاقی غیرمنتظره نبود.
به باور او، اعتماد در سیاست خارجی نباید بر امید به تغییر رفتار آمریکا استوار باشد، بلکه باید بر شناخت ساختار تصمیمگیری و منافع راهبردی واشنگتن تکیه کند.
برجام؛ نتیجه یک تحلیل نادرست؟
ایزدی معتقد است در زمان مذاکرات هستهای، بخشی از تصمیمگیران ایرانی تصور میکردند آمریکا به دنبال عادیسازی روابط با ایران است؛ تحلیلی که از نگاه او با اهداف واقعی واشنگتن همخوانی نداشت.
او استدلال میکند که هدف اصلی آمریکا، محدود کردن برنامه هستهای ایران در کنار حفظ فشارهای اقتصادی بوده و بر همین اساس، برجام فضایی موقت برای مدیریت پرونده هستهای ایجاد کرد، بدون آنکه به تغییر راهبرد آمریکا نسبت به ایران منجر شود.
مذاکره تنها ابزار سیاست خارجی نیست
یکی از محورهای اصلی سخنان ایزدی، نقد دوگانه «مذاکره یا جنگ» است.
به اعتقاد او، سیاست خارجی مجموعهای از ابزارهای مختلف را در اختیار دولتها قرار میدهد؛ از جمله:
- دیپلماسی
- بازدارندگی نظامی
- ابزارهای اقتصادی
- قدرت فرهنگی
- نفوذ سیاسی
از این منظر، مذاکره صرفاً یکی از ابزارهای سیاست خارجی است و نباید تنها گزینه موجود تلقی شود.
بازدارندگی از نگاه ایزدی
تجربه جنگ و ضرورت بازنگری در محاسبات
ایزدی با اشاره به حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در جریان مذاکرات، این رخداد را نمونهای از شکست این تصور میداند که مذاکره لزوماً احتمال درگیری نظامی را کاهش میدهد.
او معتقد است مهمترین مسئله امروز، اصلاح محاسبات طرف مقابل درباره هزینه حمله به ایران است؛ زیرا اگر آمریکا به این جمعبندی برسد که اقدام نظامی هزینه قابل توجهی ندارد، احتمال تکرار چنین حملاتی افزایش خواهد یافت.
بازدارندگی هستهای
در بخش دیگری از گفتوگو، ایزدی به بحث بازدارندگی هستهای اشاره میکند.
او تصریح میکند که هیچگاه به صورت قطعی از ساخت سلاح هستهای دفاع نکرده، اما معتقد است تجربه جنگ اخیر این پرسش را پیش روی کشور قرار داده که آیا توان متعارف برای بازدارندگی در برابر قدرتهای هستهای کافی است یا خیر.
در عین حال، او با اشاره به سخنان رهبر انقلاب مبنی بر عدم نیاز ایران به سلاح هستهای، این موضوع را در چارچوب تصمیم نهایی نظام ارزیابی میکند.
نگاه کوروش احمدی؛ دیپلماسی همچنان ابزار اصلی سیاست خارجی است
مذاکره هیچگاه به طور کامل منتفی نیست
کوروش احمدی برداشت متفاوتی از سخنان رهبر انقلاب ارائه میدهد.
او معتقد است سخنان اخیر به معنای بسته شدن دائمی باب مذاکره نیست، بلکه مذاکره تابع شرایط سیاسی و تصمیم مقام عالی کشور است.
به باور احمدی، روابط میان دولتها در نهایت یا از مسیر دیپلماسی مدیریت میشود یا به سمت درگیری نظامی پیش میرود و در دنیای امروز، تلاش نظام بینالملل بر آن بوده که جنگ به آخرین گزینه تبدیل شود.
اعتماد در روابط بینالملل مفهومی نسبی است
احمدی تأکید میکند که در روابط بینالملل، اعتماد مطلق اساساً وجود ندارد.
از نگاه او، حتی نزدیکترین متحدان نیز سیاست خارجی خود را بر پایه اعتماد کامل بنا نمیکنند، بلکه توافقها همواره تابع منافع ملی و شرایط سیاسی هستند.
او خروج آمریکا از برجام را نیز در چارچوب تغییر دولتها و قواعد حقوق بینالملل تحلیل میکند و معتقد است امکان خروج از توافقات بینالمللی برای کشورها همواره وجود دارد.
آیا مذاکره در شرایط تهدید منطقی است؟
احمدی معتقد است وجود تهدید، لزوماً مذاکره را بیمعنا نمیکند.
او با اشاره به نمونههایی مانند مذاکرات آمریکا و ویتنام در دوران جنگ یا روابط قدرتهای بزرگ در دورههای بحرانی، استدلال میکند که مذاکره میتواند همزمان با فشار، تحریم یا حتی درگیری نظامی ادامه داشته باشد.
از دید او، هنر دیپلماسی در همین است که حتی در دشوارترین شرایط نیز کانالهای ارتباطی حفظ شوند.
اختلاف اصلی دو دیدگاه
ایزدی: عملیات فریب
فواد ایزدی معتقد است مذاکرات پیش از حمله آمریکا و اسرائیل، بخشی از یک عملیات فریب بوده است؛ زیرا به گفته او، همزمان با ادامه مذاکرات، زمینه اقدام نظامی نیز فراهم میشد.
او این تجربه را دلیلی برای احتیاط بیشتر در مواجهه با پیشنهادهای مذاکره آینده میداند.
احمدی: مذاکره و فریب الزاماً متناقض نیستند
در مقابل، احمدی میگوید در روابط میان دولتهای متخاصم، عملیات فریب امری رایج است و این مسئله لزوماً اصل مذاکره را بیاعتبار نمیکند.
به اعتقاد او، حتی در سختترین رقابتهای ژئوپلیتیکی نیز کشورها مذاکره را کنار نمیگذارند.
آیا ایران میتواند تجربه چین یا ویتنام را تکرار کند؟
یکی از مهمترین محورهای اختلاف دو طرف، مقایسه ایران با کشورهایی مانند چین و ویتنام است.
استدلال ایزدی
ایزدی معتقد است شرایط ایران با این کشورها تفاوتهای بنیادین دارد، از جمله:
- موقعیت ژئوپلیتیکی ایران
- نقش اسرائیل در معادلات آمریکا
- نبود بازدارندگی هستهای
- تفاوت جایگاه ایران در راهبرد کلان واشنگتن
او بر این باور است که این تفاوتها امکان تکرار تجربه چین یا ویتنام را بسیار محدود میکند.
استدلال احمدی
در مقابل، احمدی معتقد است هرچند شرایط کشورها متفاوت است، اما تجربه نشان داده حتی دشمنان دیرینه نیز توانستهاند از مسیر دیپلماسی سطح تنش را کاهش دهند.
او نمونههایی مانند چین، ویتنام و حتی برخی کشورهای دیگر را نشانهای از امکان مدیریت اختلافات، بدون چشمپوشی از منافع ملی میداند.
نقش اسرائیل در اختلاف ایران و آمریکا
دو طرف درباره نقش اسرائیل نیز برداشتهای متفاوتی ارائه میکنند.
ایزدی معتقد است اسرائیل یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از عادیسازی روابط ایران و آمریکاست و لابیهای حامی اسرائیل در واشنگتن اجازه شکلگیری یک توافق پایدار را نمیدهند.
در مقابل، احمدی ضمن تأکید بر اهمیت مسئله فلسطین، معتقد است بخشی از هزینههای سیاسی ایران در عرصه بینالمللی ناشی از نحوه مدیریت تقابل با اسرائیل و ادبیات سیاسی پیرامون آن بوده و میتوانست با رویکردی متفاوت، از ایجاد اجماع گستردهتر علیه ایران جلوگیری شود.
آینده روابط ایران و آمریکا؛ دو چشمانداز متفاوت
در پایان مناظره، هر دو طرف آینده روابط تهران و واشنگتن را از زاویهای متفاوت ترسیم میکنند.
از نگاه فواد ایزدی، مهمترین اولویت ایران باید افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه کشور و تقویت بازدارندگی باشد؛ زیرا به اعتقاد او، تا زمانی که ساختار نگاه آمریکا به ایران تغییر نکند، توافق پایدار شکل نخواهد گرفت.
در مقابل، کوروش احمدی معتقد است حتی اگر اختلافات بنیادین میان دو کشور پابرجا باشد، دیپلماسی همچنان تنها مسیر کمهزینه برای مدیریت بحرانها و کاهش تنش خواهد بود و تجربه روابط بینالملل نشان میدهد بسیاری از دشمنیهای طولانیمدت نیز در نهایت از مسیر گفتوگو وارد مرحلهای تازه شدهاند.
این مناظره، بیش از آنکه پاسخی قطعی به آینده روابط ایران و آمریکا ارائه دهد، تصویری روشن از دو رویکرد تأثیرگذار در سیاست خارجی ایران ترسیم میکند؛ یک رویکرد که امنیت را در تقویت بازدارندگی و شناخت ساختار قدرت میبیند و رویکردی دیگر که همچنان ظرفیت دیپلماسی را مهمترین ابزار مدیریت اختلافات میداند.
درباره نویسنده ها
- فؤاد ایزدی
استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
دارای مدرک دکتری, ارتباطات جمعی, دانشگاه ایالتی لوییزیانا، کارشناسی, اقتصاد, دانشگاه هیوستون و کارشناسی ارشد, مطالعات ارتباطات جمعی, دانشگاه هیوستون است.
- کوروش احمدی
دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل
- امیر حسین جعفری
مدیر رسانه حزب تمدون نوین اسلامی
واقعیت یا خوشبینی؟ دو نگاه به آینده روابط ایران و آمریکا
ر این مناظره، دکتر فواد ایزدی، استاد دانشگاه تهران، و دکتر کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، درباره یکی از مهمترین پرسشهای سیاست خارجی ایران به بحث میپردازند: آیا رابطه ایران و آمریکا همچنان از مسیر مذاکره قابل مدیریت است یا تجربههای تاریخی نشان میدهد که باید سیاست خارجی را بر پایه بازدارندگی و شناخت ساختار قدرت تنظیم کرد؟
این گفتوگو با مرور تجربه برجام، مسئله اعتماد، نقش دیپلماسی، تهدید نظامی، بازدارندگی، جایگاه اسرائیل در سیاست آمریکا و چشمانداز آینده روابط تهران و واشنگتن، دو چارچوب تحلیلی متفاوت را در برابر یکدیگر قرار میدهد.
نگاه فواد ایزدی؛ اعتماد نباید جایگزین شناخت ساختار قدرت شود
تجربه تاریخی آمریکا و مسئله اعتماد
فواد ایزدی معتقد است سخنان رهبر انقلاب درباره بیاعتمادی به آمریکا، ادامه همان تحلیلی است که طی چند دهه گذشته بارها مطرح شده و به اعتقاد او، تجربههای تاریخی نیز آن را تأیید میکنند.
از نگاه او، مسئله اصلی نه یک دولت خاص، بلکه الگوی رفتاری ایالات متحده در قبال تعهدات بینالمللی است. ایزدی با اشاره به تجربه برجام تأکید میکند که خروج آمریکا از توافق برای کسانی که تاریخ سیاست خارجی این کشور را مطالعه کرده باشند، اتفاقی غیرمنتظره نبود.
به باور او، اعتماد در سیاست خارجی نباید بر امید به تغییر رفتار آمریکا استوار باشد، بلکه باید بر شناخت ساختار تصمیمگیری و منافع راهبردی واشنگتن تکیه کند.
برجام؛ نتیجه یک تحلیل نادرست؟
ایزدی معتقد است در زمان مذاکرات هستهای، بخشی از تصمیمگیران ایرانی تصور میکردند آمریکا به دنبال عادیسازی روابط با ایران است؛ تحلیلی که از نگاه او با اهداف واقعی واشنگتن همخوانی نداشت.
او استدلال میکند که هدف اصلی آمریکا، محدود کردن برنامه هستهای ایران در کنار حفظ فشارهای اقتصادی بوده و بر همین اساس، برجام فضایی موقت برای مدیریت پرونده هستهای ایجاد کرد، بدون آنکه به تغییر راهبرد آمریکا نسبت به ایران منجر شود.
مذاکره تنها ابزار سیاست خارجی نیست
یکی از محورهای اصلی سخنان ایزدی، نقد دوگانه «مذاکره یا جنگ» است.
به اعتقاد او، سیاست خارجی مجموعهای از ابزارهای مختلف را در اختیار دولتها قرار میدهد؛ از جمله:
- دیپلماسی
- بازدارندگی نظامی
- ابزارهای اقتصادی
- قدرت فرهنگی
- نفوذ سیاسی
از این منظر، مذاکره صرفاً یکی از ابزارهای سیاست خارجی است و نباید تنها گزینه موجود تلقی شود.
بازدارندگی از نگاه ایزدی
تجربه جنگ و ضرورت بازنگری در محاسبات
ایزدی با اشاره به حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در جریان مذاکرات، این رخداد را نمونهای از شکست این تصور میداند که مذاکره لزوماً احتمال درگیری نظامی را کاهش میدهد.
او معتقد است مهمترین مسئله امروز، اصلاح محاسبات طرف مقابل درباره هزینه حمله به ایران است؛ زیرا اگر آمریکا به این جمعبندی برسد که اقدام نظامی هزینه قابل توجهی ندارد، احتمال تکرار چنین حملاتی افزایش خواهد یافت.
بازدارندگی هستهای
در بخش دیگری از گفتوگو، ایزدی به بحث بازدارندگی هستهای اشاره میکند.
او تصریح میکند که هیچگاه به صورت قطعی از ساخت سلاح هستهای دفاع نکرده، اما معتقد است تجربه جنگ اخیر این پرسش را پیش روی کشور قرار داده که آیا توان متعارف برای بازدارندگی در برابر قدرتهای هستهای کافی است یا خیر.
در عین حال، او با اشاره به سخنان رهبر انقلاب مبنی بر عدم نیاز ایران به سلاح هستهای، این موضوع را در چارچوب تصمیم نهایی نظام ارزیابی میکند.
نگاه کوروش احمدی؛ دیپلماسی همچنان ابزار اصلی سیاست خارجی است
مذاکره هیچگاه به طور کامل منتفی نیست
کوروش احمدی برداشت متفاوتی از سخنان رهبر انقلاب ارائه میدهد.
او معتقد است سخنان اخیر به معنای بسته شدن دائمی باب مذاکره نیست، بلکه مذاکره تابع شرایط سیاسی و تصمیم مقام عالی کشور است.
به باور احمدی، روابط میان دولتها در نهایت یا از مسیر دیپلماسی مدیریت میشود یا به سمت درگیری نظامی پیش میرود و در دنیای امروز، تلاش نظام بینالملل بر آن بوده که جنگ به آخرین گزینه تبدیل شود.
اعتماد در روابط بینالملل مفهومی نسبی است
احمدی تأکید میکند که در روابط بینالملل، اعتماد مطلق اساساً وجود ندارد.
از نگاه او، حتی نزدیکترین متحدان نیز سیاست خارجی خود را بر پایه اعتماد کامل بنا نمیکنند، بلکه توافقها همواره تابع منافع ملی و شرایط سیاسی هستند.
او خروج آمریکا از برجام را نیز در چارچوب تغییر دولتها و قواعد حقوق بینالملل تحلیل میکند و معتقد است امکان خروج از توافقات بینالمللی برای کشورها همواره وجود دارد.
آیا مذاکره در شرایط تهدید منطقی است؟
احمدی معتقد است وجود تهدید، لزوماً مذاکره را بیمعنا نمیکند.
او با اشاره به نمونههایی مانند مذاکرات آمریکا و ویتنام در دوران جنگ یا روابط قدرتهای بزرگ در دورههای بحرانی، استدلال میکند که مذاکره میتواند همزمان با فشار، تحریم یا حتی درگیری نظامی ادامه داشته باشد.
از دید او، هنر دیپلماسی در همین است که حتی در دشوارترین شرایط نیز کانالهای ارتباطی حفظ شوند.
اختلاف اصلی دو دیدگاه
ایزدی: عملیات فریب
فواد ایزدی معتقد است مذاکرات پیش از حمله آمریکا و اسرائیل، بخشی از یک عملیات فریب بوده است؛ زیرا به گفته او، همزمان با ادامه مذاکرات، زمینه اقدام نظامی نیز فراهم میشد.
او این تجربه را دلیلی برای احتیاط بیشتر در مواجهه با پیشنهادهای مذاکره آینده میداند.
احمدی: مذاکره و فریب الزاماً متناقض نیستند
در مقابل، احمدی میگوید در روابط میان دولتهای متخاصم، عملیات فریب امری رایج است و این مسئله لزوماً اصل مذاکره را بیاعتبار نمیکند.
به اعتقاد او، حتی در سختترین رقابتهای ژئوپلیتیکی نیز کشورها مذاکره را کنار نمیگذارند.
آیا ایران میتواند تجربه چین یا ویتنام را تکرار کند؟
یکی از مهمترین محورهای اختلاف دو طرف، مقایسه ایران با کشورهایی مانند چین و ویتنام است.
استدلال ایزدی
ایزدی معتقد است شرایط ایران با این کشورها تفاوتهای بنیادین دارد، از جمله:
- موقعیت ژئوپلیتیکی ایران
- نقش اسرائیل در معادلات آمریکا
- نبود بازدارندگی هستهای
- تفاوت جایگاه ایران در راهبرد کلان واشنگتن
او بر این باور است که این تفاوتها امکان تکرار تجربه چین یا ویتنام را بسیار محدود میکند.
استدلال احمدی
در مقابل، احمدی معتقد است هرچند شرایط کشورها متفاوت است، اما تجربه نشان داده حتی دشمنان دیرینه نیز توانستهاند از مسیر دیپلماسی سطح تنش را کاهش دهند.
او نمونههایی مانند چین، ویتنام و حتی برخی کشورهای دیگر را نشانهای از امکان مدیریت اختلافات، بدون چشمپوشی از منافع ملی میداند.
نقش اسرائیل در اختلاف ایران و آمریکا
دو طرف درباره نقش اسرائیل نیز برداشتهای متفاوتی ارائه میکنند.
ایزدی معتقد است اسرائیل یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از عادیسازی روابط ایران و آمریکاست و لابیهای حامی اسرائیل در واشنگتن اجازه شکلگیری یک توافق پایدار را نمیدهند.
در مقابل، احمدی ضمن تأکید بر اهمیت مسئله فلسطین، معتقد است بخشی از هزینههای سیاسی ایران در عرصه بینالمللی ناشی از نحوه مدیریت تقابل با اسرائیل و ادبیات سیاسی پیرامون آن بوده و میتوانست با رویکردی متفاوت، از ایجاد اجماع گستردهتر علیه ایران جلوگیری شود.
آینده روابط ایران و آمریکا؛ دو چشمانداز متفاوت
در پایان مناظره، هر دو طرف آینده روابط تهران و واشنگتن را از زاویهای متفاوت ترسیم میکنند.
از نگاه فواد ایزدی، مهمترین اولویت ایران باید افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه کشور و تقویت بازدارندگی باشد؛ زیرا به اعتقاد او، تا زمانی که ساختار نگاه آمریکا به ایران تغییر نکند، توافق پایدار شکل نخواهد گرفت.
در مقابل، کوروش احمدی معتقد است حتی اگر اختلافات بنیادین میان دو کشور پابرجا باشد، دیپلماسی همچنان تنها مسیر کمهزینه برای مدیریت بحرانها و کاهش تنش خواهد بود و تجربه روابط بینالملل نشان میدهد بسیاری از دشمنیهای طولانیمدت نیز در نهایت از مسیر گفتوگو وارد مرحلهای تازه شدهاند.
این مناظره، بیش از آنکه پاسخی قطعی به آینده روابط ایران و آمریکا ارائه دهد، تصویری روشن از دو رویکرد تأثیرگذار در سیاست خارجی ایران ترسیم میکند؛ یک رویکرد که امنیت را در تقویت بازدارندگی و شناخت ساختار قدرت میبیند و رویکردی دیگر که همچنان ظرفیت دیپلماسی را مهمترین ابزار مدیریت اختلافات میداند.
پیشنهادهای مرتبط
ایران و قواعد جدید قدرت جهانی؛ شکلگیری و فروپاشی سلطه آمریکا
چگونه جنگ ایران فرضهای بنیادین نظم تکقطبی آمریکا را به چالش کشید
تحریریه حکمران
روشنای علم؛ نقشه راه تولید دانش
مروری بر دیدگاه رهبر انقلاب درباره علم، فناوری و تمدنسازی
تحریریه حکمران
امنیت غذایی با فناوری آبیاری نوین
چگونه آبیاری زیرسطحی مسیر خودکفایی کشاورزی ایران را تغییر میدهد
امیر نوراییفر
از واردات تا استقلال؛ اقتصاد سیاسی آبیاری نوین
چرا سرمایهگذاری فناوری آب، مسیر کاهش وابستگی کشاورزی است؟
محمد خدابندهلو







