حکمران

پایان پارادایم امنیت وارداتی

خلیج فارس در مسیر حکمرانی بومی و امنیت درون‌زا

پیام رهبر انقلاب درباره خلیج فارس، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نیست؛ بلکه ترسیم الگویی جدید از امنیت منطقه‌ای است که بر همگرایی کشورهای ساحلی، حکمرانی بومی و کاهش نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای در معادلات امنیتی تأکید دارد.

پایان پارادایم امنیت وارداتی
اشتراک‌گذاری

پایان پارادایم امنیت وارداتی

یام اخیر رهبر انقلاب درباره خلیج فارس را نمی‌توان صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی یا واکنشی مقطعی به تحولات منطقه دانست. این پیام در واقع تبیین یک تغییر پارادایمی در نگاه به امنیت منطقه است؛ تغییری که بر گذار از «امنیت وارداتی» به «حکمرانی بومی» تأکید دارد و نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای را از یک عامل ادعایی ثبات، به یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری ناامنی تبدیل می‌کند. در این چارچوب، امنیت منطقه باید توسط کشورهای همان منطقه تعریف، مدیریت و تضمین شود، نه از سوی بازیگرانی که هزاران کیلومتر از این جغرافیا فاصله دارند.

این پرسش اساسی مطرح است که چگونه می‌توان امنیت آبراهی را که قرن‌ها پیش از حضور ناوگان‌های خارجی، مسیر اصلی تجارت، تمدن و ارتباط ملت‌ها بوده است، به قدرت‌هایی واگذار کرد که هیچ پیوند تاریخی، جغرافیایی و تمدنی با آن ندارند؟ تجربه دهه‌های اخیر نیز نشان داده است هرچه حضور نظامی قدرت‌های خارجی در خلیج فارس افزایش یافته، به همان نسبت رقابت‌های امنیتی، تنش‌های نظامی و بی‌ثباتی نیز تشدید شده است. به همین دلیل، مسئله امروز تنها رقابت بر سر انرژی یا اختلافات مرزی نیست، بلکه نزاع بر سر معماری امنیت منطقه و حق تعیین قواعد نظم در یکی از مهم‌ترین مناطق راهبردی جهان است.

خلیج فارس؛ فراتر از یک آبراه راهبردی

در پیام رهبر انقلاب، خلیج فارس تنها یک موقعیت جغرافیایی یا مسیر انتقال انرژی معرفی نمی‌شود، بلکه از آن به عنوان «موهبتی الهی»، بخشی از هویت تاریخی و تمدنی ملت ایران و همچنین مسیر حیاتی اقتصاد جهانی یاد شده است. چنین تعریفی، جایگاه این منطقه را از یک آبراه صرف به یک حوزه تمدنی و ژئوپلیتیکی ارتقا می‌دهد؛ حوزه‌ای که امنیت آن نمی‌تواند بر پایه وابستگی به قدرت‌های بیرونی شکل بگیرد.

بر همین اساس، هر الگویی که امنیت این منطقه را به حضور بازیگران خارجی گره بزند، در عمل زمینه‌ساز افزایش ناامنی خواهد بود. امنیت وارداتی، به جای ایجاد ثبات، وابستگی تولید می‌کند و امکان تصمیم‌گیری مستقل را از کشورهای منطقه می‌گیرد. در مقابل، الگوی حکمرانی بومی بر این اصل استوار است که امنیت باید محصول همکاری کشورهای ساحلی، منافع مشترک و مسئولیت‌پذیری منطقه‌ای باشد؛ امنیتی که از درون منطقه شکل می‌گیرد و نه از بیرون به آن تحمیل می‌شود.

نقد الگوی امنیت مبتنی بر حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای

در بسیاری از محافل تحلیلی و دیپلماتیک کشورهای حاشیه خلیج فارس همچنان این دیدگاه مطرح می‌شود که حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به‌ویژه آمریکا، ضامن امنیت این آبراه است. بر اساس این روایت، ناوگان‌های خارجی نقش بازدارنده داشته و مانع گسترش بحران می‌شوند. اما پیام رهبر انقلاب این برداشت را به‌صورت صریح به چالش می‌کشد و حضور آمریکا و دیگر قدرت‌های خارجی را مهم‌ترین عامل ناامنی در منطقه معرفی می‌کند.

منطق این دیدگاه آن است که برای بازیگران خارجی، امنیت منطقه هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای مدیریت بحران، حفظ نفوذ و استمرار حضور نظامی محسوب می‌شود. نتیجه چنین رویکردی، شکل‌گیری رقابت‌های تسلیحاتی، وابستگی امنیتی دولت‌های منطقه و تداوم وضعیت بی‌ثباتی است؛ شرایطی که به حضور بیشتر نیروهای خارجی مشروعیت می‌بخشد. از سوی دیگر، در پیام رهبر انقلاب به این نکته نیز اشاره شده است که پایگاه‌های نظامی آمریکا حتی در تأمین امنیت خود نیز با چالش مواجه هستند. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که چگونه بازیگری که در حفظ امنیت ساختارهای خود با محدودیت روبه‌رو است، می‌تواند امنیت پایدار دیگران را تضمین کند؟

امنیت درون‌زا؛ الگوی مبتنی بر هم‌سرنوشتی منطقه‌ای

در برابر الگوی امنیت وارداتی، رهبر انقلاب چارچوبی مبتنی بر امنیت درون‌زا و همگرایی منطقه‌ای ارائه می‌کنند. محور اصلی این نگاه، اصل «هم‌سرنوشتی کشورهای منطقه» است؛ اینکه ملت‌های ساکن سواحل خلیج فارس و دریای عمان بیش از هر بازیگر خارجی، منافع مشترک و آینده‌ای مشترک دارند و طبیعی است که مسئولیت امنیت این جغرافیا نیز بر عهده خود آنان باشد.

بر اساس این رویکرد، خلیج فارس میدان رقابت قدرت‌های جهانی نیست، بلکه یک اکوسیستم ژئوپلیتیکی مشترک است که امنیت آن از مسیر همکاری، اعتمادسازی، خوداتکایی دفاعی و فناوری‌های بومی تأمین می‌شود. در چنین الگویی، اقتدار تنها با تعداد ناوهای نظامی یا پایگاه‌های خارجی سنجیده نمی‌شود، بلکه معیار اصلی آن توانایی کشورهای منطقه در تنظیم قواعد امنیتی، مدیریت بحران‌ها و جلوگیری از مداخله بازیگران بیرونی است.

تداوم تاریخی مقاومت و شکل‌گیری اقتدار بومی

پیام رهبر انقلاب همچنین امنیت امروز خلیج فارس را در امتداد یک تجربه تاریخی طولانی تحلیل می‌کند. این تجربه از مبارزه ایرانیان برای اخراج پرتغالی‌ها از تنگه هرمز آغاز می‌شود، در مقابله با استعمار هلند و انگلیس ادامه می‌یابد و با پیروزی انقلاب اسلامی به مرحله‌ای جدید از استقلال‌طلبی و مقاومت می‌رسد. بر اساس این روایت، آنچه امروز در منطقه مشاهده می‌شود، ادامه همان مسیر تاریخی برای حفظ استقلال و جلوگیری از سلطه قدرت‌های خارجی است.

در این چارچوب، شکست‌های راهبردی آمریکا در منطقه نیز به عنوان نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت مطرح می‌شود؛ در مقابل، اقتدار ایران بر پایه مجموعه‌ای از ظرفیت‌های هویتی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوری‌های پیشرفته شکل گرفته است. توسعه توانمندی‌های دفاعی، فناوری‌های نوین، صنایع راهبردی و زیرساخت‌های علمی، بخشی از این فرآیند محسوب می‌شود که به باور این دیدگاه، زمینه عبور از موقعیت صرفاً دفاعی و رسیدن به جایگاه مدیریت امنیت منطقه را فراهم کرده است.

از دفاع صرف تا حکمرانی امنیتی در خلیج فارس

یکی از مهم‌ترین نتایج این تحول، تغییر جایگاه ایران از یک بازیگر واکنش‌محور به کشوری است که توانایی ایفای نقش فعال در مدیریت امنیت منطقه را دارد. در این نگاه، امنیت تنها به معنای دفاع در برابر تهدیدها نیست، بلکه به مفهوم توانایی تعیین قواعد، مدیریت مسیرهای راهبردی و جلوگیری از سوءاستفاده بازیگران خارجی از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه نیز تعریف می‌شود.

بر همین اساس، جایگاه راهبردی تنگه هرمز و خلیج فارس صرفاً یک مزیت جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از ظرفیت حکمرانی منطقه‌ای به شمار می‌رود. امنیت زمانی پایدار خواهد بود که کشورهای منطقه خود مسئول حفظ آن باشند و تصمیم‌گیری درباره آینده این آبراه نیز در اختیار همان ملت‌هایی قرار گیرد که قرن‌ها در کنار آن زیسته‌اند.

آینده امنیت خلیج فارس؛ حکمرانی منطقه‌ای به جای امنیت وارداتی

خلیج فارس، جغرافیای مشترک ملت‌هایی است که تاریخ، فرهنگ و منافع آنان با این آبراه گره خورده است. از این منظر، آینده امنیت منطقه بیش از هر چیز به میزان همکاری کشورهای ساحلی، شکل‌گیری سازوکارهای بومی و کاهش وابستگی به بازیگران خارجی بستگی دارد. هرچه اراده منطقه‌ای برای مدیریت مستقل امنیت تقویت شود، امکان شکل‌گیری ثبات پایدار نیز افزایش خواهد یافت.

در این چارچوب، الگوی امنیت مبتنی بر حضور دائمی قدرت‌های خارجی جای خود را به مدلی می‌دهد که محور آن حکمرانی بومی، مسئولیت مشترک و امنیت درون‌زا است. بر اساس این نگاه، نظم آینده خلیج فارس نه بر پایه مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای، بلکه بر اساس همکاری کشورهای منطقه و مشارکت مستقیم ملت‌های ساحلی شکل خواهد گرفت؛ الگویی که امنیت را محصول اراده مشترک منطقه می‌داند، نه نتیجه حضور بازیگران بیرونی.


درباره نویسنده

پیشنهادهای مرتبط